تبليغاتX
بتکده

 

صهیونیزم چیست ؟(۱)

 

اشاره:

یکی از مهم ترین مسایلی که آخرالزمان بر ذهن متواتر می سازد صهیونیزم و صهیونیزم مسیحی است ،این ایدئولوژی در میان باور های مختلف در مورد آخرالزمان از آن جهت اهمیت فراوان دارد که بسیاری از منابع (قدرت و ثروت)جهانی به دست پیروان این اندیشه است ؛در کشور ما بسیاری بر این باورند که صهیونیزم توهمی بیش نیست و صرفا از این جهت که مسئولین حرفی برای گفتن داشته باشند از کلمه صهیونیسم و صهیونیست ها استفاده می کنند ! اما واقعا صهیونیزم چیست ؟ چرا در تمامی حوزه ها اسمی از آن  شنیده می شود ؟ اصلا آیا صهیونیسم نمود خارجی دارد ؟!

متاسفانه بر خلاف تفکر بسیاری از ما صهیونیزم واقعا مکتبی است که نه تنها هم اکنون وجود خارجی دارد و از بین نرفته است بل که بیش از هر زمان دیگر در تمامی زمینه ها فعال است ؛ اما واقعا صهیونیزم چیست و چرا ایجاد شده است ؟

 

 

صهیونیزم برگرفته از کلمه صهیون است ؛صهیون نام تپه ای در اورشلیم (جنوب بیت المقدس ) است که داود نبی بر آن حمله برد و با اخراج ساکنان آنجا (يبوسيان) آن را تسخیر کرد و بر آن قلعه ای بنا نهاد تا مرکز حکومت او باشد .صهیون بدین جهت مکان مقدس یهودیان شد که اعتقاد یافتند خداوند ، در آن سکونت دارد.این اعتقاد ،ناشی از وجود "هیکل"در صهیون است.هيكل ساختماني بود كه توسط سليمان بن داود ساخته شد و كم‏كم به عنوان خانه خدا يا جاي پاي او و بالاخره‏ميراث فرهنگي يهود،مظهر ديني و مركز روحي و جاودانگي آنان گرديدصهيون،رفته رفته و به مرور ايام،مفهوم حكومت ديني يهود را به خود گرفت.صهيونيسم در ساده‏ترين تعريف،عبارت از استقرار يهوديان در فلسطين ياهمان تپه صهيون مي‏باشد.هر يهودي كه ترجيح بدهد در فلسطين و تحت لواي‏حكومت مستقل يهودي زندگي كند و همين طور هر كس كه در اين جهت تلاش‏كند،صهيونيست به شمار مي‏آيد .

البته این تعریف بیشتر شامل تعریف مذهبی از صهیونیزم (در مقابل تعریف سیاسی آن) می گردد که خود ابزاری است در دست صهیونیسم سیاسی . رسمی ترین تعریف از صهیونیسم را می توان در دايرةالمعارف صهيونيسم و اسرائيل كه‏رياست آن به عهده سلمان شازار (رئيس جمهور سابق اسرائيل)است، يافت.براي كلمه صهيونيسم تعريف زير ارايه شده است:

"كلمه‏اي كه در سال 1890 براي جنبشي رايج شد كه هدف آن،بازگشت قوم ‏يهود به سرزمين اسرائيل(فلسطين) مي‏باشد. از سال 1896 صهيونيسم به يك‏جنبش سياسي اطلاق مي‏شود كه توسط تئودور هرزل تأسيس شد."

                                       

البته صهیونیزم بسیار پیشتر از این تاریخ پای ریزی شده و در حال اجرا بود و یهودیان از ابتدای استیلای مسیحیت بر اروپا  عزم کوچ داشتند ! دلیل ابتدایی یهودیان برای ایجاد یک میهن یکپارچه آزار و اذیت هایی بود که از سوی مسیحیان بر آنان روا می شد ،در حقیقت به دلیل کینه ی عمیقی که مسیحیان نسبت به یهودیان (به علت کشتن حضرت مسیح  )داشتند ( و همچنین دارند ) در هر فرصتی به آزار و اذیت و کشتار آنان می پرداختند و این امر به نوبه خود باعث اتحاد اقلیت های بسیار کوچک یهودی گشته و مانع از هضم شدن آنها در جامعه مسیحیت می گشت ،البته اغلب این کشتار ها توسط مردم عادی و بصورت خود جوش انجام می شد ؛این کشتارها که اوج آن در جنگ های صلیبی شکل گرفت باعث شد روحيه صهيوني احيا شود و جنبش‏ صهيونيسم با هدف رهايي از تبعيض شكل گيرد.اولین تشکل رسمی از این دست در روسيه شکل گرفت سازماني سري به نام‏«عاشقان صهيون» .

سازمان«عاشقان صهيون»تلاش زيادي براي مهاجرت يهود به فلسطين آغاز كرد  ودر سال 1882 توانست تعدادي جوان كم سن و سال يهودي را به فلسطين اعزام دارد وآنان نيز موفق شدند مقداري زمين كشاورزي در نزديكي يافا خريداري نمايند.این هجرت یهودیان به فلسطین بعدها هجرت اول لقب گرفت و پایه ایجاد اسراییل را پی ریزی کرد .

عاشقان صهیون که بعدها در بسیاری از کشورهای اروپایی تشکیل شدند نقش عمده ای در مهاجرت یهودیان به فلسطین داشتند .

نکته ای بسیار مهم این که این سکه چند رو دارد که هم زمان و با تفکرات مختلف به یک عمل منتهی گشته است و نباید از تفکرات هیچ یک از این دسته ها غافل بود ... .

                                                              

                                                                                                     ادامه دارد ... .

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386  توسط احسان  | 


 

                       

 

الو سلام .منزل خداست؟اين منم ،مزاحمي كه آشناست.هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است.ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست.شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است ،به ما كه ميرسد حساب بنده هايتان جداست؟!!

 

یه چیزی تو این مایه ها ؛ ... ساعت 1.35 دقیقه بود دقیقا ! فکر کنم به هشت نفر فرستادمش چون متنش دراز بود همش "فیلد" شد ؛ اعصابم رو این خدمت !! پس از فروش مخابرات به هم ریخت رو بالش افتادم :

لرزش گوشیم متعجبم نکرد دوستان معمولا از این شوخی های بی نمک می کنن :

 

-          بـــــله ... ؟؟؟

-          سلام فرزند

-          ( با صدای غریب !! اما نزدیکش، کم نیاوردم: ) سلام بابایی

-           ما پدرت نیستیم ، بنده ی مهربانمان ( اینو همیشه یکی ! دیگه هم میگه:مهربووون... )

-          ( من ؟؟ بنده ؟؟!! مهربون !! ) دوست عزیز این وقت شب امرتون ؟؟ ( آخه حس کردم غریبه است (اون نه ولی من بودم) )

-          ما را خواستی ؟! می شنویم ... !!

-          بنده ؟! میشه خودتون رو معرفی کنین به یاد ندارم به شما هم اس ام اسی زده باشم !

-          مخاطب تو ما بودیم . خداییم !

-          اوه !جالب شد، پس خدا که می گن شمایی .

-          بله ، به حق آنان که گفته اند ، مرادشان ما بوده ایم ! توقع نداشتی ؟

-          راستش نه ! ( بارور نکردم خوب ، ولی گرمای صداش منو دنبال خودش می کشوند )

-          طبیعی است ! فاصله ات از ما بیش از این است که مخاطبمان قرار گیری .

-          خوب پس چرا زنگ زدین؟

-          چون ما خداییم ! فهمیدی؟

-          بله . اینو راس میگین کاملا منطقی (طبیعی نیس اما منطقیه که خدا این قدر خوب باشه. اشتباه نفهمی ! ) .

مادر محترمه در میان تکلم ما با خداوندگارمان :

ذلیل بشی احسان این وقت شب با کی حرف میزنی ؟؟!

-          مامان چرا فوش میدی ؟؟ خداس ! زنگ زده کمی درد دل کنیم !!

-          معلومه ! این وقت شب بایدم با خدات حرف بزنی !! ( هیچی مثل آش نخورده و دهان سوخته در آور نیست بخصوص در مورد جی . اف )

-          خدا میبینی چه روزگاری شده !!

-          بلی ؛ بنده ما تقصیر خودتان است که این بنی بشر چقدر دور است از اهداف عالیه !!

-          بله ، واقعا که ره این قافله به کجا می رود ! ( خدا خودشو جدی گرفته ، منم همین طور ! )

-          خوب خدا ما رو آفریدی حالا بگذریم از چراش که بسیارند کسان که گیرشون همین جاس ! از چندشم بگذریم که دردمونو درمان نتواند کردن ، ولی واقعا سخته با این وضع !! بابا من که به ناز خفته بدم در ملک عدم !

-      اولا عدم یعنی چی؟!!ما چیزی به نام عدم نیافریده ایم!(خدا یه لحظه بحثو فلسفی کرد!!)

-          خدا این وقت شبی حوصله بحث ندارم هاااا(هر چند این مسله رو اصلا نمی فهمیدم که بخوام در موردش بحث کنم!)

-          خوب اگر بنا بود تو بر این مسایل واقف بودی مسیری جهت پیمودن نمی بود!

-          باشه اینم اره ؛ ولی آخه یعنی چی ما رو گذاشتی این جا خودت رفتی ته خط من که از دوریت مردم بابا !!

-          اشکال از شماست فرزندم بخوان مرا تا اجابت کنم شما را !

-          خوب من که از صبح تا شب میخونمت میخوامت دنبالتم هدفم و راهم و زندگیم و همه چیزم برای توست !

-          اولا مسیرتان اشتباه است دوما شما بر الفاظید و گذر هنوز نکرده اید از خود و سوما این ماییم که زنگ زده ایم ها ! ( خدا یه لحظه پسر خاله شد )

-      اِ ... ( خوب راس می گف ! ) بگذریم ...

خوب خدا اون طرفا چه خبر ؟؟ اونجا چی کار می کنین ؟ حوصله تون سر نمی ره ؟ ( چه سوال مسخره ای !! )

-          چون پاسخش را می دانی ، نمی گوییم طبق معمول همه چیز به نحو احسن در حال رخ نمودن است .

-          جونم؟؟! به نحو احسن ؟؟ خدا، نکنه این طرفا تو حوزه استحفاظی شما نیس ؟!! ببخشید نحو احسنش مال کدوم قسمت هاس ؟ تا ما بوده ایم و دنیا دیده ایم همه جنایت و خون و جنون مردمان مجنون و حکام ستم پیشه ی تفکر بسته ی تهی مغز است با چاشنیه مردمان خسته ی از همه جا دست شسته البته عده ای هم روشن فکر  بلند ذکر - گوش فلک کر کرده اند این مدعیان نفهم ! - و از شما بی خبر که البته چشم از تنفر از خلق بسته اند بر منقل و بافور چرت زده اند و ادعای خدایی دارند و عرضه ی ایجاد مگسی نه !  ( حالا سید علی بود میگف : چی گفتی ! )

-      خوب ، هدف آفرینش به حقیقت همین بوده است !  نظام احسنی که تو می گویی نیازی به انسان مختار نداشت !

-       (خداییش راس میگه ! ) خوب ، آره اینم یه طرفشه ؛ میدونی خدا نمی دونم کجا برم !دقیقا یه پیر می خوام ولی اینجا همه خردسالن !

-           خوب خدا شما که کم نمی آری ! پس بیا امام رو هم برامون بفرس تا من خودم باورت کنم !! ( صد سال نکن ! )

-      کتاب را بخوان ! و امام را بخوان .

-      [خودم قبلا فهمیده بودم باید قرآن رو واقعا بخونم .کم کم داش خوابم می گرف،خدا هم که بی خیال نمی شد]:

-      راستی خدا حالا تو که کم نمی آری بیا بگو امام  ظهور کنه و همه خلاص ! ( خلاص؟؟)

-      ما خود نیک بر این مسایل واقفیم... .

-      بابا این عجب رویی داره ها دست از سرمون بر نمی داره !! آقا کافیه ما اگه نخواهیم با خدا حرف بزنیم ( ) باید کی رو ببینیم؟!

تلفن قطع شد ، دیگر هیچ نبود ! گویی ... 

 

میگن:

ظرفیت هر نعمت بر آن تقدم دارد... .

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386  توسط احسان  | 


 

 

در پیوند با مطلب پیشین در مورد شیطان پرستی خوب است اینک به ریشه های پیدایش این فرقه و چرایی شیوع آن و تبلیغات گسترده و درعین حال پنهان برای جلب جوانان به این مسلک بپردازیم .

باید ریشه پیدایش این مذهب جعلی را چون بسیاری از مذاهب جعلی دیگر در اندیشه صهیونیزم جست ، البته این به معنای آن نیست که شیطان پرستی را صهیونیست ها بتمامه ابداع نموده اند . لی کن شیطان پرستی (مانند بهایی گری) فرقه ای بسیار مهجور و ضعیف و عقب مانده بود که صدها سال پیش از این متروک گشته و از ذهن ها خارج شده بود و شاید پیروان آن از حد انگشتان دست نیز فراتر نمی رفت . اما زمانی که جوان غربی (اینک شرقی) هیچ اندیشه ای به جز اوهام شاعرانه و خیالات واهی ندارد صهیونیسم با ارایه ی مذهب ظاهرا جدید شیطان پرستی به کمک او آمده و می گوید حال که خدا به تو ظلم کرده است تو نیز انتقام بگیر!! زمین به پدر متکبر خشمگین نیاز ندارد، به سراغ مادر طبیعت و دایه مهربانی برو که همانا شیطان است! نکته جالب توجه اینجاست که با این که صهیونیست ها هدف واقعی خود را ظهور منجی و در حقیقت خدا می نامند به هر روشی (حتی خدا ستیزی)برای پیشبرد اهداف خویش دست می زنند .(برای مطالعه بیشتر در مورد روش های  پیشبرد اهداف صهیونیست ها به پروتکل های دانشوران یهود مراجعه فرمایید)

اما هدف از این کار چیست؟در پروتکل های معروف حکمای یهود به صراحت اعلام شده است هر عقیده و مرامی به جز صهیونیزم نابود شود و همه زیر لوای فرهنگی یهود قرار گیرند(اگر این پروتکل های سری افشا نشده بود قطعا صهیونیزم اینک چنان سیطره ای داشت که هر سخن مخالفی توهم انگاشته می شد!)

 این روشی بسیار جالب است ؛ هیچگاه یک جوان یهودی صهیونیست با افکار بیمارگونه و افراطی خود نیازی به چنگ زدن به یک ایدئولوژی چنین حقیری را ندارد و این مانند بمبی است که بیشترین خسارت را به افراد عادی و بخصوص غیرمذهبی می زند. هنگامی که جوانان هر لحظه برای نجات خویش از اوهام و خیالات که در نظام جهانی تنها بستر موجود است و اتصال به یک ماورا به هر دری می زنند شیطان پرستی به زیبایی نقش خود را ایفا می کند.

صهیونیزم با صرف مبالغ هنگفت و با در خدمت گرفتن هنرپیشگان، خوانندگان، نوازندگان، مجلات، روزنامه ها، کاباره ها و ... در صدد پر کردن خلاء روحی و معنوی جوانان غرب و به تبع آن شرق بر آمده است .

پیامبر عزیز اسلام (ص) عبارتی دارد که می فرمایند : "در آخر الزمان، دنباله رو ها از نابخردان پیروی می کنند." قطعا اغلب افراد نمی توانند به مرتبه های بالا دست یابند و به سادگی استدلال های شیطان پرستی را پذیرفته و خود را هدفمند دانسته و به مبارزه برمی خیزند!!
مذهب سازان عصر جدید بسیار زیرک هستند . آنان به این حقیقت رسیده اند که همیشه گروهی در دنیا وجود دارند که از هیچ گونه استقلال فکری برخوردار نیستند و متاسفانه این گروه کمتر به خردمندان تمایل دارند، بلکه میل بیشترشان به کسانی است که هوی و هوس را سر لوحه کار خود قرار داده اند. پروتکل های دانشوران یهود به صراحت به تربیت و آموزش افراد اشاره دارد، می گوید : "تا زمانی که افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی توانیم برنامه هایمان را در این گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم. اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز کنیم می توانیم در کمتر از یک دهه منش و خلق و خوی سر سخت ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته ایم به زیر سلطه خویش در آوریم ."
پروتکلهای دانشوران صهیونیسم جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودی را به کمک سخن پردازی و تئوریهای وسوسه انگیز ، کار متخصصان و مدیران یهودی می داند.
آنان آنچنان به تبدیل آدمها می پردازند که بسیاری از افراد از اینکه موجود دیگری شده اند که خودشان نیستند، خبر دار نمی شوند؛حتی آنانی که فکر می کنند مدیر و طراح و برنامه ریز حداقل بخشی از شیطان پرستها هستند ، تنها عاملی ناچیز و بی مقدارند که کورکورانه در خدمت ابلیس بزرگ قرار گرفته اند!!
یکی از نکات بسیار قالب تامل اشاعه همجنس گرایی در میان شیطان پرستان است که گاهی یکی از اصول می شود؛ پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس، پارلمان اتحادیه اروپایی، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده و ... ننگ آور است و  باید دید چرا در این سطح از این ها حمایت می شود و در ورای این همجنس گرایی کدام مرام سود می برد.
موسیقی شیطان پرستی هم خود قصه ای جدا دارد، که وجود هیچ یک از ارکان آن بی دلیل نیست موسیقی دیوانه کننده ای که در عین تندی و آسیب رسانی به مغز القا کننده نفرت به شنونده و نهادینه کردن حس نفرت در وجود اوست. موسیقیی که ریشه در موسیقی ظاهرا بی ریشه جاز دارد. جاز که از موسیقی
Yiddish یهودیان گرفته شده در همه زوایای ذهن جوان غربی رخنه کرده، به طوری که مایکل جکسون یهودی را از تمام مقدسین کلیسا برتر می دانند. روزی گروه بیتل ها از سر مزاح اعلام کرده بود که از خدا نیز معروف تر است و امروز گروه های موسیقی شیطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.

جهان زیر سلطه صهیونیسم :

bush,kerry,satan


بنیانگذار فرقه شیطان پرستی (به شکل مدرن) یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سکس و تجارت بدن ! که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.(1)
شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد.
غول صنایع مشروب سازی ، یهودی مهاجر ، ساموئل برنفمن است. که امروزه دفتر مرکزی کمپانی مشروبات الکلی برونفمن ها ، به نام سیگرام در نیویورک است و در 120 کشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بیش از یک میلیارد دلار است.
سلطان دنیای پنهان خاندانی است یهودی ، به نام روچیلد(2)، که بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد کرد این خاندان در قاچاق مشروبات الکلی و مواد مخدر ، سرمایه گزاری عظیمی نمود.
اولین فیلم تاریخ سینما که در آن حریم اخلاق شکسته شد ، ماه آبی نام دارد که توسط یک یهودی به نام اتوپرمینگر بسال 1953 کارگردانی شد و برای اولین بار واژه هایی مانند ، آبستن و باکره را بکاربرد.
سه سال بعد همین کارگردان یهودی فیلم مردی با دست های طلایی را عرضه کرد و یک تابوی اخلاقی دیگر را شکست. او برای اولین بار به نمایش اعتیاد به هرویین پرداخت.پرمینگر در فیلم بعدی اش که در سال 1959 ساخته شد برای نخستین مرتبه ، صحنه تجاوز جنسی را به نمایش درآورد.
انسانیت زدایی ، هدف اصلی همه فیلم های این کارگردان یهودی بوده است.
و اینک شیطان پرستی با اسطوره سازی و با ارائه مطالب گمراه کننده و پورنوگرافیک سعی در تحقیر جوانان و برده داری نوین دارد.

 

پی نوشت :

1.در مورد صهیونیزم و صهیونیست ها اینگونه نیست که همه به یک شکل بیاندیشند لیکن همه در رفتار یک دستند:غالبا بزرگان و صحنه گردانان صهیونیزم ثروتمندانی اغلب یهودی هستند که به چیزی جر ثروت نمی اندیشند اینان که در تشکیل اسراییل اصلی ترین نقش را ایفا نمودند هیچ تعلق خاطری با عقاید و آرمان های یهود نداشته و تمامی اقداماتشا یک هدف دارد :سرمایه . اما دسته دوم که اغلب جامعه اسراییل و صهیونیست ها را تشکیل می دهند به باور خویش راه خدا را می پیمایند و منتظر ظهور مسیح برای نجاتشان هستند!!

2. خانواده روچیلد  جز دو خانواده مافیایی جهان است که از قرن 19 در ایجاد بسیاری از ایدئولوژی های منحط جهان و بطور اخص صهیونیزم نقش عمده ای ایفا نموده است ؛ خاندان روچیلدها که در اروپا و بخصوص انگلستان نفوذ بسیاری داشتند توسط همتای ذی نفوذ خود در آسیا : خاندان سامسونها که در هند پایگاههای بسیاری داشتند بر بسیاری از منابع ایران سلطه داشتند ، حتی بانک شاهنشاهی ایران که وظیفه ضرب پول و سکه را بر عهده داشت زیر نظر آنان بود و در حقیقت شعبه ای از بانک شانگهای محسوب می گردید و از این طریق نبظ اقتصاد ایران به دست این خاندان قرار می گرفت . باید اضافه کرد خاندان روچیلد به هیچ مسئله ای به جز ثروت بیشتر تعلق خاطر نداشته و هرگز این تفکرات را بدون بهره ی اقتصادی ایجاد نمی کنند .

                                                                                  ادامه دارد... .

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386  توسط احسان  | 


 

 

 

پیشدر آمد :

 

شیطان پرست (به معنای جدید آن)واژه ی تقریبا تازه ای است؛نامی که چندیست از زبان بچه های شهرمان بافتخار خارج می شود ، واژه ای که از روشنفکر گیرا تر ، از دانشجو مهیب تر و از علاف !! زیبا تر است ؛ واژه ای که متفاوت با تمام جهان در اینجا اولین دلیل شیوع روز افزونش با کلاس بودنش است !

هیچگاه قصد جبهه گیری در برابر پیروان این اندیشه (اگر بتوان آن را اندیشه نام نهاد) را نداشته ام اما بدیهی است که اولین دلیلش را احساس حقارت پیروانش ( البته پیش از روی آوری به آن ) بدانیم ،خلائی که در پشت چنین اسمی به راحتی قابلیت اختفا را دارد ؛ البته این دلیل به معنای فراموشی فقر ایدئولوژی نیست که نقش تسریع کننده (کاتالیزور) برای پیش روی در شیطان پرستی را دارد .

                               per Ynvge ohlin(dead)

در جامعه ایرانی چهره ی افراد در نوع پوشش بسیار مهم می نماید ؛ و یکی از نکته هایی که طراحان اندیشه ی شیطان پرستی مد نظر داشته اند همین نوع پوشش بوده است که هر جوان جوانی گرایی را جذب خویش می کند ، پوشش عجیب ، متفاوت و در عین حال جذاب ( که با تضاد علامات و رنگها معیار های  زیبایی خاصی  بوجود آورده است ).در دیگر نقاط جهان و از جمله مهد شیطان پرستی امریکا علت طبیعی شیوع چنین اندیشه های در درجه نخست نبود یک تکیه گاه فکری است و در حقیقت  خلاهای موجود در کلیسا این اجازه را داده است تا جامعه این گونه خود را پیش برد ، ولی در جامعه ما هیچ گاه اینگونه  نبوده و نیست.( حداقل برای افراد عادی که اغلب پیروان شیطان پرستی را تشکیل می دهند ) شیطان پرستان جامعه ما خود را دشمن نظام هستی نمی دانند و مترقی ترین آنها حداکثر نام نیچه را بعنوان پیر و مراد خویش (البته به تعبیری پس از  مرلین منسون !!) می دانند! اغلب این افراد خود را مسلمان و حتی پایبند به اصول اسلامی می دانند و هیچ مغایرتی بین اعمال خود (مسلمانی و شیطان پرستی ) نمی بینند ، این افراد البته ابا دارند از این که خود را شیطان پرست نامیده و اصول رسمی مسلکشان را  در زندگی روزانه خویش اعمال کنند و آنها به جای "شیطان پرست" به خود القاب مختلفی چون  "متال باز" یا واژگانی از این دست می نهدند.

در حقیقت اغلب جوانان ما- که گرایش به شیطان پرستی دارند - تنها و تنها گرایش به نوع پوشش و هیجان های خاص این فرقه دارند و خلاهای فلسفی به آن معنا که در شیطان پرستان غرب وجود دارد به هیچ وجه میان جوانان ما موجود نیست .

البته در همین حد از گرایش نیز خطرات بسیار نهفته است که بر همگان بدیهی است ، از موسیقی ضد انسانی و مخربش گرفته تا ایجاد خشم و شهوت و نفرت و... .

 

                                                                           ادامه دارد....

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  توسط احسان  | 


 

 

سلام

۱.وبلاگ قبلیم در میهن بلاگ با هک شدن توسط عده ای خدا نشناس پرید ، مطالب موجود در آن وبلاگ به همراه مطالبی که گاها جهت استفاده های مختلف نگاشته میشه رو اینجا هم میذارم ، باشد که مفید واقع شود برای آنها که نیاز دارند.

۲.بتها (آدرس وبلاگ ) جمع کلمه بت است . بت را بجای خدا می پرستند و توسط انسان و شیطان ساخته می شود.

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  توسط احسان  |