نکاتی چند در مورد پروتکل های یهود
1.پروتکل های یهود(صهیون) مجموعه ای از راهکار ها و برنامه هایی است که توسط مجموعه ای از علمای صهیونیسم تنظیم گردیده است.پروتکل در لغت به معنی صورت مجلس مذاکرات سیاسی و متمم قرارداد هاست . سران صهیونیسم با سر لوحه قرار دادن این برنامه ها در سیاست های خویش به سیطره خود بر جهان جامه عمل پوشاندند.
2.کتاب پروتکل های یهود به طور اتفاقی و بسال 1901 بدست روزنامه نگاری روسی به نام "سرگی" رسید و اون این کتاب را در سال 1902 منتشر ساخت این کتاب چهار بار در شوروی تا سال 1917 به چاپ رسید اما چاپ اخر آن به دستور حکومت جمع آوری شد .این کتاب توسط "فکتور مارسدن" خبرنگار روزنامه" نیپست مورنل " به انگیلسی در سال 1921چاپ گردید . بعد از این تاریخ هیچ موسسه و ناشری جرات چاپ دوباره این کتاب را نداشته ، تمامی افرادی که به نوعی در چاپ این کتاب تا این تاریخ دخیل بوده اند کشته شدند ! در ایران این پروتکل ها پس از انقلاب در کتب مختلف چاپ گردید.
3.در میان انواع طرح ها و برنامه و اسناد و منابع و اسرار انجمن های سری شیطانی تنها این پروتکل ها راه نفوذ بخارج یافته اند.اگر این پروتکل ها موجود نبود بسیاری از نوکران بیخبر شیطان براحتی هر احدی را که از این فاجعه (اینک از خطر گذشته و فاجعه گشته است) سخنی می گفت دیوانه یا به قولی آشناتر در توهم توطئه می خواندند !
4. برخی معتقدند هیچ امر بدیهی وجود ندارد و هر کس اصول عقیده خود را امر بدیهی و جزو طبیعت می خواند(مثلا "آزادی حق بشر است" برای یک لیبرالیست یک امر بدیهی است و یا در عبارتی گویاتر "جاذبه زمین وجود دارد" برای تک تک ما امری مسلم و اثبات شده است ) این امور به ظاهر بدیهی که با عمق تفکر ما عجین گشته پارادایم نامیده می شود . اکنون گفتمان غالب در جهان که همان سخن شیطان است و با هزاران بنگاه سخن پراکنی که در هر ثانیه صد ها میلیون مخاطب را بمباران می کنند پارادایم دلخواه خود را سیطره بخشیده است ؛ در میان سطور پروتکل ها می توانید مواردی را مشاهده کنید که مقوم همین پارادایم هستند . مواردی که گاهی ما هم آن را طبیعی !! می شماریم .
5.به یاد داشته باشیم که این برنامه ها 100 سال پیش تهیه شده است (فارغ از سابقه چند هزار ساله سازمان های سری شیطانی) یعنی صهیونیسم از ما حداقل 100 سال جلو تر است ! ضمنا بد نیست که این برنامه ها رو با برنامه هایی که برخی مسئولین احمق ما برای کشور تهیه می کنند رو مقایسه کنید .(البته اگر انتقاد از کوتوله های کودن دشمنی با اسلام نباشد !!)
6.قسمت های مختصری از پروتکل ها که در شرایط کنونی درکشان میسر تر می نماید را بخوانید :
پروتكل شماره1:
...
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد....
حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.
...
پروتكل شماره2:
...
از بين مردم افرادى كوتاهفكر و بىرأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.
خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بىاساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين Darwin و ماركس Marx و نيتچه Nietzsche آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم. (3)
...
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است....
پروتكل شماره3:
...
از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.(4)
...
انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مىناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.
پروتكل شماره5:
...
خداوند ما را نابغههاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم....
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است....
بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتكل شماره7:
…
در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
...
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامهها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم. (5)
پروتكل شماره8:
...
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مىدهند... .
پروتكل شماره9:
...
من مىتوانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.
...
براى اجراى تصويب نامههاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليسها استفاده مىكنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مىنمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد....
فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام دادهايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟
پروتكل شماره10:
...
مگر ممكن است آنها (مردم) حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟
...
هرگاه سوزن آزادى را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كردهايم. (6)
پروتكل شماره12:
كلمه (آزادی( تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مىدهد.
اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مىكنيم ….
ديگر هيچ كس نمىتواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريهاى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطههائى از سياست يهود كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.(7)
...
هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مىرسد كه به نفع ما باشد.
كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مىدهيم.
پروتكل شماره13:
براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آنها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.
هر روزه صفحههاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد و... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.
شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه )تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش رویهاى علمى استعمال مىشود، هيچگونه معنى مفيدى ندارد.(8)
پروتكل شماره14:
درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشهكن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مىنمائيم.(9)
پروتكل شماره15:
همه پليسهاى مخفى بينالمللى در احزاب ما عضو خواهند شد.
...
وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مىكنند.
چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مىشود: تمام ملتهاى جهان كودك و يهود مادر آنها است.
پروتكل شماره16:
پيروى از علماء را ارتجاع و كهنهپرستى قلمداد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا يهود هست علماء بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.
پروتكل شماره17:
هرچند زمانى، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مىرسانيم.
پروتكل شماره19:
…
بدين جهت ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد.
بحرانهاى اقتصادى را به وسيله از كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم.
رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولتهاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند، آيا مىدانيد با چه زحمتى اين كارها را انجام داديم؟!!(10)
پی نوشت:
1.از طبقه بندی پروتکل ها به دسته ها یا موضوعات مختلف خودداری نمودم تا بتوانید به سلیقه خود آنها را تحلیل نمایید،در میان پروتکل ها مطالب مختلف از عقاید فلسفی صهیونیسم گرفته تا روش های تبلیغاتی به چشم می خورد .
2.این پروتکل ها به صورت کنفرانس ارایه شده و در حقیقت طرح کلی است که یک سخنران برای سران صهیونیسم در بریتانیا ارایه می دهد و کتاب مذکور هم گزارش همین سخنرانی است .
3.گمان نکنید که صهیونیست ها مدعی هستند داروین و مارکس و نیچه برای آنها نظریه پردازی می کردند ، نه! مقصود آنها این است که قدرت سیاسی ما موجب رونق و سیطره جهانی این تفکرات شد همان گونه که در جامعه شناسی گفته می شود تفکر اراده حاکم همیشه سیطره دارد . برخی فکر میکنند که همه این متفکرین صهیونیست بوده اند و عده ای نیز به مقابله با این ادعای عجیب آن را توهم توطئه می خوانند.
4.این پروتکل ها چکیده سرنخ هاست ! به واژگان بدقت تامل کنید. (در مورد ارتباط فریماسونیزم با صهیونیسم و شیطان در آینده مطالبی خواهم گذاشت .)
5.بسیاری از جامعه شناسان می گویند دموکراسی واقعی وجود ندارد بخصوص مارکس معتقد است فرهنگ ایدئولوژی حاکم است که به مردم تزریق می شود . حال هر گروه ابزار قوی تری در دست داشته باشد افکار عمومی را به نفع خود جزب کرده و دموکرات معرفی می گردد !
6.واژه آزادی واژه ای بسیار مبهم است اما حقیقتا آزادی چیست؟ آیا آزادی روح را می توان آزادی متعالی نامید ، یا انسان باید در انجام افعال ارادی خویش آزاد باشد؟آزادی با بی بندی نفس و شهوت چه قرابتی دارد؟
7.این بند یکی از وحشتناک ترین بندهای پروتکل هاست به این معنی که اگر ما اینک براحتی از فریماسونری ، کلوپ های لوتاری یا صهیونیسم حرف می زنیم به اراده و خواست یا به عبارت بهتر با اجازه خود سران صهیونیسم و قسمتی از سیاست آنها است.
8.کلمه پیشرفت یکی از کلمات چندش آور برای من است ! هر تغییری در جهان غرب مهر پیشرفته را یدک می کشد ، زمانی استفاده است کود شیمیایی پیشرفت بود بعدها استفاده از کود حیوانی پیشرفت شد حال کشورهای در حال گذار به مدرنیسم چون ایران ! باید اول به پیشرفت نسبی با کود شیمیایی برسند بعد با کود حیوانی پیشرفت خود را کامل کنند !! یک سوال خیلی ساده : وقتی ما نمی دانیم مقصد کجاست چگونه می توانیم حرکتی را پیشرفت و حرکتی را پسرفت بدانیم؟!
9.در مطالب قبلی اهداف صهیونیسم را بازگو کرده ام اما یادآوری می نمایم آنها برای رسیدن به اهداف دینی خویش حتی دین را هم قربانی می کنند .
10.صهیونیست ها از دهه 1870 کار تشکیلاتی رسمی خویش را برای تشکیل اسراییل اعلام نمودند ،این زمان مصادف بود با هنگامی که در کشور ما شاهان قاجار با آلت تناسلی خود سر گرم بودند !! دهها سال پس از آن نیز هیچ کس ابعاد قضیه را درک نکرده بود نه در مورد صهیونیسم و نه حتی در مورد اهداف تشکیل اسراییل . اولین شخصیتی که این قضیه را کاملا می فهمید امام خمینی بود ، فراموش نکنیم که اولین علت مخالفت امام (ره)با محمدرضا شاه رابطه با اسراییل بود .
قدس شریف
1.پس از تصمیم گیری رسمی سران صهیونیسم در دهه 70 قرن 19 مبنی بر تشکیل دولت اسراییل در فلسطین تا زمان تشکیل این دولت یکی از کارآمد ترین ابزار های آنها گروهک های ترور بودند که در تمامی جهان دشمنان فکری صهیونیزم را با کمترین هزینه از بین می بردند . ای کاش در میان مسلمانان حال حاضر نیز توجه به نخبگان صهیونیست آن قدر بود که کسی به فکر از میان برداشتن آنها می نمود !(نخبگان صهیونیست کاخ سفید به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند)
2.مسله آموزش جستاری بسیار جالب در میان ارکان دولت اسراییل است بسیاری نظریه پردازان این زمینه ، آموزش در اسراییل را (چون بسیاری نهادهای دیگر این رژیم ) پیشرفته ترین ، از نوع خود در جهان می دانند . استفاده از انواع هنرها از رقص گرفته تا نقاشی در اسراییل شگفت آور است بسیاری از موسسات و دانشگاه ها به نظریه پردازی این آموزش می پردازند بنگاه هایی چون مدرسه علوم دینی نیویورک ، دانشگاه دولتی اوهایو و مرکز آموزش دین یهود دانشگاه عبری اورشلیم .
هنگامی که نخستین بار این عکس را دیدم باور نکردم که توانسته باشم خبر را بدرستی (از سایت یاهو)ترجمه کرده باشم و بسیار شگفت زده شدم که "کودکان اسراییل برای بچه های قانا یادگاری نوشته اند" اما با مطالعه در آموزش در اسراییل این واقعیت را درک کردم :




3.

تو چاه نفت نداری.
کاخ نداری. ویلای ساحلی هم نه.
تو حتی عقال و دشداشه هم نداری.
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری.
تو فقط شبیه خودت هستی.
شبیه سید حسن نصرالله!
۴.دکتر مروان سعید صالح ابوالروب، استادیار ریاضیات دانشگاه زاید دوبى، در نامهاى خطاب به سردبیر نشریه الدستور، چنین اظهار مىکند:
بین مسجدالاقصى و قبةالصخره (مسجد القبه) سردرگمى قابل توجهى وجود دارد. هرگاه در رسانههاى محلى و بینالمللى ذکرى از مسجدالاقصى به میان مىآید، عکسى از قبةالصخره در عوض آن نمایش داده مىشود. دلیل اصلى این مسئله، عدم اطلاع عموم مردم، همراستا با توطئههاى اسراییل است. در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز کراراً با این مسئله مواجه بودم، تا آن که اطلاع یافتم صهیونیستها در آمریکا چنین تصاویرى را چاپ و منتشر کرده و به اعراب و مسلمانان مىفروشند، برخى اوقات با قیمتهاى بسیار اندک و حتى گاهى اوقات به صورت مجانى، و بدین ترتیب مسلمانان آن را به تمام نقاط نصب مىکنند، به دیوار منازل و دفاتر کارشان.
همین مسئله مؤید این قضیه است که دولت اسراییل مىخواهد تصویر مسجدالاقصى را از اذهان مردم پاک کند، تا بتواند آن را تخریب و معبد خود را پنهانى بنا کند. و اگر کسى شکایت یا اعتراضى داشته باشد، آنگاه بهطور زنده تصویر قبةالصخره را نشان داده، اظهار خواهند داشت که آنها کارى نکردهاند.
عجب توطئهاى! هنگامى که از برخى اعراب، مسلمانان و حتى برخى فلسطینیها پرسش کردم، دریافتم که آنها نیز قادر به تمایز بین این دو مکان مقدس نیستند.
این واقعاً باعث اندوه و ناراحتىام شد، که اسراییلیها چهقدر تا کنون در پیشبرد توطئهشان توفیق داشتهاند!

۵.باور کنیم اسراییل سست تر از خانه عنکبوت است .
کوتاه سخنی در باب علی شریعتی
(توضیحا همین ابتدای کلام عرض شود ما خود زمانی از شدیدترین و متعصبترین دوستداران شریعتی بودم پس لطفا بیجهت برنیاشفته و بی دلیل نقد نفرمایید!)

۱. معتقدم مرحوم علی شریعتی مبدا انحرافات بسیاری در جامعه زمان خود بود ؛ در تمامی زمینه های مورد علاقه اش و بیشتر از همه در مورد دین (و شاید بتوان گفت بخصوص در مورد توحید و ولایت) .
2.شریعتی نه اسلام شناس نه فیلسوف و نه جامعه شناس بود بر عکس انچه همگان شریعتی را بزرگترین جامعه شناس ایران می پندارند، بنده (یک فارغ التحصیل جامعه شناسی) در هیچ یک از کتب ایشان اثری از آنچه دانش جامعه شناسی نامیده می شود مشاهده نکردم(کتاب مبانی جامعه شناسی ایشان نیز از نظر علمی ارزش خاصی ندارد) - شریعتی از فلسفه به هگل و مارکس و از جامعه شناسی فقط به مارکس(!) اکتفا کرده بود!!
3.با این حال روحیه و احوال این مرد و در حقیقت روح عصیانگرش که بیش از همه در قطعات ادبی ایشان نمود یافته ، بسیار تحسین برانگیز است .
4. اما از شریعتی می توان استفاده کرد ؛ می توان از همین روحیه او درس گرفتِ. روحی که بیش از همه در کتاب "هبوط" جلوه گر می شود. نوشتار هایی که بیان گر کلیاتی در مورد اخلاق ، آرمان ، انسانیت ، ارزش ها و به نوعی اندرزهاست. نوشته های ایشان در مورد امام حسین (ع) ، شهادت ، حج ،نیایش یا کتاب آری اینچنین بود برادر نمونه های دیگر این نوع از نگارش های ایشان است.
5. قطعه شعری زیبا از شریعتی :
نمی دانم پس از مرگم ...
چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر
از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم
سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی
گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دمش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را ... .

در مطلب پیشین به طور مختصر به چگونگی ایجاد تفکر مهاجرت به فلسطین و اولین اقدامات عملی صهیونیست ها پرداختیم .
البته نباید چنین پنداشت که اندیشه صهیونیزم صرفا به ایجاد یک کشور با محوریت یهودیت در آن محدود گردد ؛ در حقیقت تشکیل اسراییل در تفکر صهیونیسم تنها گام اول است ؛ اسرائيل با نقاب قتل،تجاوز،وحشيگري و شعار ازنيل تا فرات،جهانيان را به خود مشغول ميسازد تا در پشت اين نقاب،صهيونيسمجهاني فرصت شيطنت و دسيسهچيني براي دستيابي به اهداف بزرگتر و فراگير خويشرا داشته باشد.در اين روي سكه،اين عرب فلسطيني و همسايگان اسرائيل هستند كه در تيررستهاجم،غارت و كشتار قرار گرفتهاند؛اما در آن روي سكه،همه جهانيان و تمدنهايبشري در معرض فتنههاي نابودكننده هستند.وقتي از صهيونيسم صحبت ميشودبسياري از ذهنها به سرعت،به اسرائيل منتقل ميشود در حالي كه اسرائيل،همهصهيونيسم نيست و تنها،نقطه آغازين حكومت جهاني يهود است.تفكر صهيونيستي از ديرباز،بر پايه تسخير جهان و نابودي همه امتهاي ديگراستوار شده است.بنابراين در طول تاريخ دو هزار ساله تلمود و صد ساله پروتكلهايصهيون،دست پنهان يهود در همه دسيسههاي سياسي،علمي،فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي،همواره وجود داشته و دارد.البته این سخنان وقتی صحت خویش را اثبات می نماید که نگاهی به پروتکل های سری صهیون(که به طور اتفاقی چند سال پس از نگارش افشا گشت) داشته باشیم ؛ پس از اطلاع از اهداف و مسیر سیاست های صهیونیسم جهانی تمام اقدامات و اتفاقات جهانی مسیری واضح در چشم آدمی می یابند ،گویی از ورای همه لعاب ها و بازی های بظاهر زیبای سیاست جهانی اقدامات دست های پنهان در سیاست را می نگریم .
اما پروتکل های صهیون چیست که این چنین مسیر را بر ما می نمایاند ؟! در اصطلاح ، آنچه امروز در همه دنيا به عنوان پروتكلهاي حكماي صهيون شناختهشده ،عبارت است از برنامهها و سياستهاي بزرگان حكماي يهود،كه به منظور تسخير جهان و تشكيل حكومت جهاني يهود،در كنگره بال 1897 مورد مذاكره قرار گرفتهاست.اين برنامهها كه پرده از منويات و ديدگاههاي صهيونيسم بر ميدارد،در 24 پروتكلجمعآوري و تدوين شده است و شامل نقطه نظرات راهبردي آنها در مسائل سياسي،اجتماعي،آموزشي،اقتصادي،قضايي و...است كه پس از تخريب فرهنگ و تمدن ملل و اديان مختلف جهان و نابودي آنها كه با ابزارها و دسيسههاي غير شرافتمندانه صورتميگيرد،به تشكيل پادشاهي جهاني يهود ميانجامد.پروتكلهاي حكماي صهيون،عبارت از نقشههاي دستنويس سردمداران و طراحان صهيونيسم جهاني است كه نقاب از چهره واقعي و خطرناك آن بر ميدارد و نه تنها مسلمانان ، كه همه مردم جهان و نژادهاي غير يهودي را كه در معرض خطر اين توطئه هستند با ماهيت و اهداف خونين اين پديده شوم،آشنا ميسازد اين نقشهها،نيت ناپاك و نژادگرايانه صهيونيسم را بر ملا ميسازد و به جهانيان اعلام ميكند كه فلسطين،تنها و آخرين هدف آنان نبوده و نخواهد بود و آنچه امروز در اينسرزمين اسلامي ميگذرد،نقطه آغازين اجراي ايده تسخير زمين و كشتار همه غيريهوديان است؛چه آنها غير يهود را حيوانات و چهارپاياني بيش نميبينند.«گوييم»كه درمتن پروتكلها بارها و بارها تكرار شده است و به معناي اشياي جامد،نجس و حيواناتميباشد،به مفهوم«غير يهود»است و بر هر غير يهودي اطلاق ميگردد.مگر نه آن استكه عالم امكان،از آن قوم برگزيده است؟پس هر چه در اين عالم است،ملك آنان است وبيش از اشياي بيارزش كه براي آنان به وجود آمدهاند،نيست.در اين ميان،هر چه وهر كس با آنان يا بهتر بگوييم از آنان نيست،دشمن آنان است و بايد از بين برود.«گوييم» است يعني حيوان؛يعني اشياي پست و غير قابل اعتنا. به عنوان مثال در پروتکل 11 حکمای صهیون این گونه آمده است :
"ما از سر تا پا قدرت وحشتناكي هستيم كه كسي را به حساب نميآوريم و از كسي نميترسيم تا بخواهيم از او نظر خواهي كنيم.ما هميشه و در هر زمان آمادگي آنرا داريم كه هر كس كلمهاي از روي اعتراض بر زبان آورد،فورا او را له كنيم و از ميانبرداريم تا ثابت كنيم كه امور«گوييم»را در دست گرفتهايم و مايل نيستيم حكومت خودرا با كسي تقسيم كنيم.ما در حالي اين كار را ميكنيم كه مردم هنوز از هول آنچه اتفاقافتاده،در گيجي به سر ميبرند و ترس سراسر وجودشان را فرا گرفته است؛در نتيجهچشمهايشان را بسته و خود را تسليم سرنوشت كردهاند.«گوييم»مانند رمهاي از گوسفند هستند و ما چون گرگ؛و روشن است كه وقتي گرگ به گله گوسفندان ميزند،چه بلايي بر سر آنان ميآيد."
با چنین پیش زمینه ای براحتی می توان رد پای صهیونیسم را در همه جا مشاهده کرد اين ردّپا،در همه جا از آزار موسي كليم الله گرفته تا كشتن پيامبران الهي و ازتحريف تورات و طراحي تلمود گرفته تا سعي در تحريف اسلام امتداد يافته است و تاامروز نيز ادامه دارد.امروزه ديگر،زمامداري صهيونيسم بر هاليوود،رسانههاي خبري،باشگاههايروتاري و لژهاي فراماسوني،ايستگاههاي گوناگون در شبكه اينترنت،انتشارات ومطبوعات غير قابل انكار است.هر چند ويژگي اصلي فعاليت صهيونيستها سري بودنو مخفي بودن آن است و هميشه تلاش دارند پشت پرده بمانند و منكر اين مسائل وانتساب آن به خويش ميشوند؛اما كدام عقل سليم است كه باور كند؟«اواخر سال [1998]گزارش يك موضوع پيش پا افتاده توسط خبرنگار انگليسي[ديلي تلگراف در لوس آنجلس]در يكي از مجلات آمريكامبني بر اينكه«گردانندگان صنعت سينماي هاليوود تقريبا همگي يهوديهستند»آنچنان يهوديان را بر آشفت كه وي را هاتر(1)خطاب كردند و واقعيتي راكه او بيان كرده بود انكار نمودند.چندي بعد«مارلون براندو»هنرپيشه وكارگردان مشهور سينماي آمريكا نيز كه به همين واقعيت اشاره كرده بود،موردانتقاد شديد واقع شد و«ضد يهود»لقب گرفت.»
پی نوشت:
1. Haterيا Hatred لقبي است كه يهوديان به همكيشان غير متعصب خود ميدهند،به معناي
كسي كه از خود و كيش خود متنفر است.
ادامه دارد ...



