تبليغاتX
بتکده

پیشدرآمد

"اين‌كه چرا همه ما تا به اين حد رفتار و عمل ساده‌لوحانه‌اي داشتيم، ... عقلانيت مدرن بين ما ايرانيان رشد نكرده بود و ... به عمق بحث و اين‌كه چه نكاتي در آن بود كم‌تر توجه شده است. ... ممكن بود ما دانشجويان خوبي بوديم و نمرات عالي كسب مي‌كرديم و اگر هم در دانشگاه‌هاي خارجي تدريس مي‌كرديم ، اين كار را به خوبي انجام مي‌داديم، با فرهنگ عقل‌گرايي و خردگرايي ... هم آشنا شده بوديم، اما همه آن ها را عملا نفي مي‌كرديم."(1)

"باری توهم مضاعف دو وجه دارد، یکی غرب زدگی و دیگری از خود بیگانگی..."موتاسیون"...کسی که از سنت خود منقطع شده و غرب را هم نمی شناسد، آماده هر گونه موتاسیون است: "غرض از موتاسیون پدیده ای جدید است که با سلسله علل پیشین ارتباط مستقیم ندارد و از آنجا که نقطه عطف و سرآغاز تسلسل نوی است، می تواند به هر صورت جلوه کند، حتی نامحتمل ترینشان"(داریوش شایگان، آسیا در برابر غرب، صفحه 7- 8)"(2)

انقلاب فرزندان خود را می بلعد؟(3)

یا فرزندان انقلاب را؟

 

 

دیروز انقلاب:

بهمن ماه 1348؛ آیت الله خمینی طی 13 سخنرانی در نجف اشرف تحت عنوان ولایت فقیه مانیفست جمهوری اسلامی را عرضه نمود. کتاب ولایت فقیه چند ماه بعد تحت نظر ایشان در بیروت بچاپ رسید. جماعت انقلابی در پی تشکیل حکومت اسلامی هستند، البته بجز اقلیتی از روشنفکران و گروه های سیاسی که آنان نیز همراه با دیگر انقلابیون علیه رژیم شاهنشاهی مبارزه می کنند. آنها نظریه ولایت فقیه را جدی نگرفته اند، حداکثر نظام دموکراتیک اسلامی را قابل اجرا می دانند. گروهی از آنها حکومت اسلامی را مساوی سوسیالیسم توحیدی و عده ای لیبرالیسم +17 رکعت می دانند! هر چند این نخبگان قائل به حکومت اسلامی اند اما آن را خارج از تفکرات مدرن خویش نمی پندارند و هر آنچه خود در ذهن دارند را به خدای خویش نسبت می دهند!

 

امروز انقلاب:

بهمن ماه 1357؛ امام خمینی:"من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم." با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی و رای اکثریت قریب به اتفاق مردم، نیاز ها رخ می نمایند، نیاز به مدیریت کشور و ساماندهی اقتصاد و تکوین سیاست و اقتصادی برآمده از جهانبینی اسلامی، اما مجریان طرح این ساماندهی چه کسانی هستند؟ تولید علمی در موازات علوم مدرن برای اداره یک کشور در کوتاه مدت بهبوهه انقلاب چگونه ممکن است؟ قطعا چنین علومی نیاز به شالوده های فلسفی و تئوریک دارد که هنوز ایجاد نشده است. آنان که در پی علوم اسلامی هستند به آکادمی ها و حوزه های علمیه باز گشته و بدنبال تولید علم رفتند و مدیریت کشور نیز که تکلیفش مشخص است: دانشمندان انقلابی و جوانان نماز خوان تحصیل کرده غرب(!) که در عمل حرفی برای گفتن دارند (هر چند تکرار سخنان علوم مدرن باشد) در صدر امور قرار می گیرند، بزعم اینان اقتصاد اسلامی یعنی اینکه به فقرا بیشتر وام داده شود و سیاست اسلامی هم که همان لیبرالیسم است، چون دین انسان را مختار و مسئول اعمال خویش می داند! مدیریت نیز یک علم است و نباید با اسلام  برای هر چیزی نسخه پیچید! مگر خدا به انسان عقل نداده؟ چه معنا دارد این کارها!! خلاصه راه مدیریت و اقتصاد و سیاست به همان جا می رود که پیش از این روان بود! هر چند تاج رفت و عمامه آمد اما انقلاب فقط در عرصه سیاست باقی ماند و چیزی جز تعطیلی قمارخانه های پایین شهر عاید جامعه نشد. البته هنوز یکتا مرجع هر تصمیمی امام خمینی است، ایشان مانع بسیاری انحراف ها و کج اندیشی هایی است که مدعیان در پی اجرای آنند.

 

فردای انقلاب:

18 آبان ۱۳69؛ یک سالی از نیمه خرداد 68 می گذرد، یک سال از فوت امام (ره) می گذرد! حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه در قامت رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران، تفاسیر جدید از اسلام ارایه می دهد! بنظر ایشان دیگر اظهار فقر و بیچارگی کافی است و این رفتار های "درویش مسلکانه" وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است (همان ها که زمان انقلاب مستکبرین جهان خوانده می شدند و قرار بود با صدور انقلاب در برابرشان از ملت های مستضعف دفاع شود)، زمان آن رسیده است که مسئولین به "مانور تجمل" روی آورند. از امروز بخاطر اسلام  و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و با وقار باشند!! زین پس اهداف انقلاب که حداقل در شعار باقی بود به دست فراموشی سپرده شده، کلماتی مانند جنگ فقر و غنا و مستکبرین و مستضعفین کمتر بگوش می رسد، از انقلاب اسلامی اثری در عرصه مدیریت و اقتصاد کشور باقی نمانده است، اصحاب تکنوکراسی همه قدرت اجرایی کشور را بدست گرفته اند. طبق نظریات آنها کشوری چون ایران به ثبات نیاز دارد نه شعار های انقلابی و نه آزادی هایی که منجر به بهم خوردن ثبات و فرار سرمایه گردد. دوران، دوران سازندگی است، تکنوکرات ها کاهنان این عصرند؛ عصر ساختن اقتصاد بازار آزاد و فرهنگ امپریال بر شالوده انقلاب فراموش شده! این روند ادامه دارد و دولت های جدید نیز با تغییرات مختصر، توسعه اقتصادی ایران را بزرگترین آرزوی خویش می دانند، هر چند از این پس آزادی مقدم بر توسعه شمرده می شود و آزادی بیان پیرهن عثمان می گردد اما تغییری در اهداف علمی (!) صورت نگرفته است.

 

پس فردای انقلاب:

دولت اسلامی، دولت عدالت محور؛ عجیب ترین شعارهای دور جدید انتخابات ریاست جمهوری است که ناخود آگاه بوی روزگار انقلاب می دهد، یکی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران و نظریه پرداز مشهور جامعه شناسی سیاسی می گفت: "تاریخ که به عقب باز نمی گردد! وقتی ملتی به حداقلی از آگاهی رسید و همسو با دیگر ملت ها بسوی توسعه و رفاه رفت ممکن نیست بار دیگر به شعار های انقلابی رای دهد. این کاندیدا و حامیانش از حداقل شعور سیاسی برخوردار نیستند!" محمود احمدی نژاد رییس جمهور جدید کشور از ادامه راه امام خمینی می گوید و از دولت اسلامی و مدیریت اسلامی؛ او از آنها که در روز انقلاب به دنبال علوم اسلامی رفته بودند کمک خواسته است و پس از 30 سال نظریه پردازی، از آنان خروجی می طلبد، او سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را منحل اعلام می کند و تئوری های مدیریتی اسلامی را قابل اجرا می داند. گویی هنوز عده ای به یاد دارند که  امام فرموده بود "انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است" و معنای آن را نیز فهمیده اند! و هر چند مدتها در لاک تفکر خویش خزیده بودند اما در پی مدل زندگی اسلامی و سبک زندگی توحیدی بودن نیاز به همین زمان و آرامش داشت. درست است که در روز انقلاب اینان سخنی برای گفتن نداشتند و بناچار میدان را به میدان داران پیشین سپردند، اما امروز پس از 30 سال می دانند چه می خواهند و چه می گویند. پیشقراولان پس فردای انقلاب نه ایدئولوگ های جو زده دهه پنجاه و شصتند و نه تحصیلکردگان  غربزده اسلامگرای دهه هفتاد، و از آنجا که ثمره سه دهه تقابل تمدن ها و فرهنگ های اسلامی و مدرن را دیده اند و در این فضا زیسته اند دچار توهم مضاعفی هم نیستند که نه خود را بشناسند و نه بدانند بیگانه چه می گوید! از دیگر سو هر چند ذائقه مردم انقلابی طی 30 سال و بخصوص 16 پس سال فوت امام تغییر نمود و کارآمدی و لیاقت یک دولت را با محک قیمت سیب زمینی و گوجه فرنگی سنجیده شد؛ اما جامعه ایرانی هنوز دل در گرو عدالت محوری و حاکمیت اسلام دارد، و پس از 30 سال ایرانیان توسعه و رفاه اسلامی را می خواهند، حتی اگر به قیمت بازگشت تاریخ باشد!

آنچه امروز حیاتی و سرنوشت ساز است اقدامات و پاسخ گویی دولت احمدی نژاد در مقام وارث انقلاب است تا چه در نظر جامعه آید و قبول افتد که توده راهی جز این برنگزینند و بار دیگر به وعده نام و نان به دیگر سو نروند! و این مهم است که جامعه بفهمد تفاوت مجریان امروز دولت با پیشینیان در کم و بیش تورم و قیمت مسکن و پول نفت نیست. بلکه جنس گفتمان دولت نهم است که هر چند باعث بالا و پایین رفتن شاخص های اقتصادی و توسعه مادی نیز می شود اما کنترل و بهبود این شاخص ها نتیجه و فرع بر آن اصول عقیدتی است، نه اینکه توسعه یکتا اصل عقیدتی باشد. هر چند در این مسیر در اول قدم باشیم و لایقان این عرصه بتعداد انگشتان یک دست باشند، اما این مسیر طی شدنی است و بزمان محتاج است، احدی نیز نباید انتظار وقوع معجزه یک شبه داشته باشد و تنها از نالایقی دم زند و باید بیاد داشت اولا این از اشارات سحر است و تا دمیدن صبح فاصله بسیار و ثانیا اغلب مجریان گفتمان جدید و دولت نهم (بخصوص در رده های درجه دو و پایین تر) همان مدیران 16 سال گذشته اند و کارشکنی و عدم درک کلیت ماجرا از سوی آنان امری طبیعی است و نباید آن را بحساب گفتمان گذاشت و اتفاقا بر عکس این افراد و مدیران ناشایست ثمره و دستپرورده شیوخ نهروان انقلابند که در هیبت صاحبان انقلاب تا کنون هر چه خواسته رانده اند و هر که خواسته بر مصدر امور نشانده اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

1.      بهمن احمدی امویی، مردان جمهوری اسلامی چگون تکنوکرات شدند، گفت و گو با دکتر محمد طبیبیان، نشر گام نو

2.      محمد منصور هاشمی، هویت اندیشان و میراث فکری احمد فردید، نشر کویر

3.      ر.ج. کلارنس کرين برينتون، محسن ثلاثی (مترجم)، کالبدشکافي چهار انقلاب، نشر زریاب

 

* برگی از آذرپیام

**همین مطلب در ایرنا

***همین مطلب در انصارنیوز

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387  توسط احسان  |