تبليغاتX
بتکده

 

در مطلب پیشین بحثی پیرامون جامعه شناسان فرمان بردار امریکایی و در مقابل جامعه شناسان سرکش ایران مطرح نمودیم . در ادامه همان بحث بررسی ابعادی نو از این مساله خواهیم پرداخت.

در میان نخبگان سیاسی شعور سیاسی و به عبارتی بلوغ سیاسی مساله ای بسیار مهم است .مسله ای که کمبود آن واقعا در میان نخبگان وسیاستمداران ایرانی حس می گردد! افرادی که غالبا با گاف های مضحک خود جامعه را دچار التهاب می کنند ؛ این را مقایسه کنید با سنجیدگی سیاستمداران امریکایی .

برای بررسی این مساله باید به دانشگاه های امریکایی معطوف شد . دانشگاه هایی که از جوانان واقعا احمق امریکایی چنین شخصیت هایی می سازد (1) البته مسله مهم در اینجا ایدئولوژی است نه تحصیلات دانشگاهی . این که چگونه از فیلسوف گرفته تا روانشناس همه متحد با هم از ایدئولوژی خود دفاع می کنند و اینقدر مشابه هم وقایع را می نگرند ! و چگونه است که همه با منافعی یکسان از نظام امپریالیستی خود دفاع می کنند.

اینجاست که قضیه اصلی رخ می نماید و اهمیت و ماهیت انجمن های نیمه سری دانشگاه های امریکا مشخص می گردد؛گروه هایی چون انجمن استخوان و جمجمه ، طومار و کلید و... (در مورد خود این انجمن ها بعدا بیشتر خواهم گفت) انجمن هایی که سیاست کلی گروه را به این نخبگان جوان القا می کنند و با بشارت ساده ی رفاه اقتصادی همه چیز را برای اعضای خود مهیا می سازند (2) جالب است بدانید این انجمن ها نزد عوام بسیار مخوف تر و خطرناک تر از هر انجمن ماسونی  به نظر می آید .

      استخوان و جمجمه

اینجاست که بسادگی نقش صهیونیسم را در اداره نخبگان و علم که کانونش در دانشگاه های امریکاست می توان یافت ؛ صهیونیست ها بسادگی می توانند نیروهای خود را وارد چنین محافلی کنند ؛ جدای از این که تفکرات مذهبی این گروه ها خود بسیار به تفکرات صهیونیستی نزدیک است .اوایل من خود متعجب می شدم از مثال های مشابهی که توسط دانشمندان امریکایی زده می شد برای نمونه بنگرید به کلیات فلسفه ریچارد پاپکین و اوروم استرول که پی در پی مثال از هلوکاست و هیتلر می آورد یا در روانشناسی اجتماعی ارنسون که در پی هر مطلب با ربط و بی ربطی سخنی از یهود به میان می آید .

اگر برایتان این ادعا عجیب است خود را لحظه ای به جای این نخبگان قدرت یا گردانندگان بازی قدرت بگذارید . شما به فکر طراحی چنین سیستمی نمی افتادید؟در دانشگاه های ما این نقش را بطور بسیار خفیف انجمن اسلامی و گروه های دیگر دانشجویی ایفا می کنند که ورودی های جدید را به جلسات کتاب خوانی دعوت می کنند و در پی یار گیری هستند.

 

 پی نوشت :

1.این ادعا که ایرانیان واقعا آگاه هستند یک ادعا از سر ذوق و احساس نیست ، ساده ترین دلیل این قضیه این است که سران جمهوری اسلامی واقعا در پی آگاهی مردم هستند ، اما در فلسفه سیاسی غرب و لیبرالیسم آگاهی بخشی وجود ندارد تنها امر مقدس احترام به شهوات هر انسان است نه راهنمایی انسان ها به سوی حقیقت .

2.در فرهنگ امریکایی درست بر عکس فرهنگ ایرانیان حریص بودن و ولع ثروت صفتی بسیار پسندیده است و حتی در پرسشنامه های ادارات هم طمع ثروت را یک امتیاز مثبت محسوب می کنند .

 

نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386  توسط احسان  | 


 

نکاتی چند در مورد  پروتکل های یهود

 

 

1.پروتکل های یهود(صهیون) مجموعه ای از راهکار ها و برنامه هایی است که توسط مجموعه ای از علمای صهیونیسم تنظیم گردیده است.پروتکل در لغت به معنی صورت مجلس مذاکرات سیاسی و متمم قرارداد هاست . سران صهیونیسم با سر لوحه قرار دادن این برنامه ها در سیاست های خویش به سیطره خود بر جهان جامه عمل پوشاندند.

 

2.کتاب پروتکل های یهود به طور اتفاقی و بسال 1901 بدست روزنامه نگاری روسی به نام "سرگی" رسید و اون این کتاب را در سال  1902 منتشر ساخت این کتاب چهار بار در شوروی تا سال 1917 به چاپ رسید اما چاپ اخر آن به دستور حکومت جمع آوری شد .این کتاب توسط "فکتور مارسدن" خبرنگار روزنامه" نیپست مورنل " به انگیلسی در سال 1921چاپ گردید . بعد از این تاریخ هیچ موسسه و ناشری جرات چاپ دوباره این کتاب را نداشته ، تمامی افرادی که به نوعی در چاپ این کتاب تا این تاریخ دخیل بوده اند کشته شدند ! در ایران این پروتکل ها پس از انقلاب در کتب مختلف چاپ گردید.

 

3.در میان انواع طرح ها و برنامه و اسناد و منابع و اسرار انجمن های سری شیطانی تنها این پروتکل ها راه نفوذ بخارج یافته اند.اگر این پروتکل ها موجود نبود بسیاری از نوکران بیخبر شیطان براحتی هر احدی را که از این فاجعه (اینک از خطر گذشته و فاجعه گشته است) سخنی می گفت دیوانه یا به قولی آشناتر در توهم توطئه می خواندند !

 

4. برخی معتقدند هیچ امر بدیهی وجود ندارد و هر کس اصول عقیده خود را امر بدیهی و جزو طبیعت می خواند(مثلا "آزادی حق بشر است" برای یک لیبرالیست یک امر بدیهی است و یا در عبارتی گویاتر "جاذبه زمین وجود دارد" برای تک تک ما امری مسلم و اثبات شده است ) این امور به ظاهر بدیهی که با عمق تفکر ما عجین گشته پارادایم نامیده می شود . اکنون گفتمان غالب در جهان که همان سخن شیطان است و با هزاران بنگاه سخن پراکنی که در هر ثانیه صد ها میلیون مخاطب را بمباران می کنند پارادایم دلخواه خود را سیطره بخشیده است ؛ در میان سطور پروتکل ها می توانید مواردی را مشاهده کنید که مقوم همین پارادایم هستند . مواردی که گاهی ما هم آن را طبیعی !! می شماریم .

 

5.به یاد داشته باشیم که این برنامه ها 100 سال پیش تهیه شده است (فارغ از سابقه چند هزار ساله سازمان های سری شیطانی) یعنی صهیونیسم  از ما حداقل 100 سال جلو تر است ! ضمنا بد نیست که این برنامه ها رو با برنامه هایی که برخی مسئولین احمق ما برای کشور تهیه می کنند رو مقایسه کنید .(البته اگر انتقاد از کوتوله های کودن دشمنی با اسلام نباشد !!)

 

6.قسمت های مختصری از پروتکل ها که در شرایط کنونی درکشان میسر تر می نماید را بخوانید :

 

 

پروتكل شماره1:
...
تِز آزادى سياسى را ما وضع كرديم، ولى برما لازم نيست كه آن را تطبيق كنيم، امّا اگر ضرورت پيدا كرد تمسك به آزادى سياسى براى جلب مردم مانعى ندارد....

حيا، عفت و ناموس را به وسيله قهرمانان، آموزگاران و كلاً آموزش و پرورش از مغزها بيرون آورده كه اين چيزها در اجتماع مفهومى ندارد.
دروغ و سرنيزه و خدعه يگانه شعار ما است.

...

پروتكل شماره2:
...
از بين مردم افرادى كوتاه‏فكر و بى‏رأى را انتخاب خواهيم كرد، تا هرچه به آنها دستور بدهيم بدون چون و چرا اجرا نمايند.

خيال نكنيد كه اين تصريحات پوچ و بى‏اساس است، به خاطر داشته باشيد، ما بوديم كه زمينه را براى داروين Darwin و ماركس Marx و نيتچه Nietzsche  آماده ساختيم و به اصطلاح به آنها سر و سامان داديم. (3)
...
روزنامه، يكى از بهترين و مهمترين وسيله نشر افكار ما است....

 

پروتكل شماره3:

...

از مبادى كمونيزم، دفاع خواهيم كرد تا مردم گمان كنند كه مخلص آنها هستيم و اين همان روشى است كه حزب (ماسونى) در پيش گرفته است.(4)

...

انقلاب فرانسه كه آن را انقلاب كبير مى‏ناميم بدست ما انجام گرفت اعلاميه حقوق بشر از تراوشات يهود است، اسرار اين اعلاميه براى ما خيلى روشن و واضح است زيرا ما آن را تنظيم كرده و به وسيله آن مردم را بدبخت و بيچاره كرديم.

 

پروتكل شماره5:

...

خداوند ما را نابغه‏هاى جهان خلق كرده است، تا از عهده حكومت بر دنيا به خوبى برآييم....
علم اقتصاد حقيقت شگرفى را كشف كرد و آن اين است كه قيمت (ثروت) بيش از تخت و تاج است....

بايد عقايد و آراء متضادى را در اجتماع ايجاد كنيم تا كسى نتواند، حقّ را از باطل تميز دهد و خلاصه دريچه فهم بر مردم بسته شود.

 

پروتكل شماره7:

در اروپا و آسيا بايد جنگ، فتنه و آشوب بپا كرد و اين كار در حقيقت دو فايده دارد، يكى از بين رفتن آنها و ديگرى تسلّط ما بر آنها.
...
براى آن كه به هدف نهائى خود برسيم لازم است كه اولاً افكار خود را به وسيله روزنامه‏ها به تمام مردم تزريق كنيم، تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه كند آن را با عصاى مخالفت با افكار عمومى تأديب كنيم. (5)

 

پروتكل شماره8:
...
رژيم ما آن چيزى است كه از طرف نويسندگان قانون شناس، اهل اداره و خلاصه محصلين عالى مقام تهيه شده و اين اشخاص تمام جزئيّات زندگانى اجتماعى را دانسته و تمام حرفهاى ديپلماسى و سياسى را به ما ياد مى‏دهند... .

 

پروتكل شماره9:

...

من مى‏توانم با كمال جرأت اعلام كنم كه واضعين قانون و مجريان آن و خلاصه فرشته سعادت و عفريت بدبختى ما هستيم.
سر منشأ هر ارعاب و نگرانى ما هستيم.

...

براى اجراى تصويب نامه‏هاى خويش از كمونيستها، سوسياليسها و امپرياليسها استفاده مى‏كنيم، بدين نحو كه تا ممكن باشد آنها را تقويت مى‏نمائيم، زيرا بالاخره هر حزبى به سهم خود ديوارى از بناهاى عظيم قديم را خراب كرده و به اصطلاح سرنخى به ما خواهد داد....

فقط يك چيز ممكن است از شوكت و قوّت ما بكاهد و آن همكارى دولت و ملّت است ولى ما احتياطات لازمه را در اين زمينه انجام داده‏ايم، مثلاً بين ملّت و دولت جدائى وسيعى انداخته و ملّت را از دستگاه حاكمه خود مرعوب و خائف كرديم. در اين حال چگونه ممكن است ملّت تحت نفوذ ما نباشد؟

 

پروتكل شماره10:

...

مگر ممكن است آنها (مردم) حقيقت مطلب را درك كنند، در صورتى كه وكلاى آنها غرق در شهوات و عشرت هستند؟

...

هرگاه سوزن آزادى را در جسم مملكت فرو بريم در واقع او را مبتلا به وبا نموده و سبب هلاكتش را فراهم كرده‏ايم. (6)

 

پروتكل شماره12:

كلمه (آزادی(  تفسيرهاى متعددى دارد، بهترين تفسير، اين است كه بگوئيم: آزادى يعنى مواردى كه قانون رخصت مى‏دهد.
اين معنى با هدفهاى ما بهتر سازش دارد زيرا تعيين آن موارد بدست ما است، چون قانون را ما جعل مى‏كنيم ….

ديگر هيچ كس نمى‏تواند به سياست ما كوچكترين تعرضى بنمايد هر نشريه‏اى كه در صدد هجوم بر عليه ما برآيد فورا آن را به بهانه تحريك احساسات عمومى توقيف خواهيم كرد.
البته در نشريّات خودمان، به نقطه‏هائى از سياست يهود كه مايليم آنها را تغيير دهيم پرخاش خواهيم كرد.(7)

...

هيچ خبرى، پيش از آن كه به اطلاع ما برسد، به گوش كسى نخواهد رسيد، يعنى كنترل اخبار جهان بدست ما و تنها خبرهائى به اطلاع همگان مى‏رسد كه به نفع ما باشد.

كتابهائى با سبكى شيوا و ارزان تأليف كرده و بدين وسيله افكار مسموم خود را به خورد مردم مى‏دهيم.

 

پروتكل شماره13:

براى آنكه مردم را مشغول كرده باشيم، هر روز مشكلات جديدى براى آنها به وجود آورده تا آن‏ها را از مذاكره در مسائل سياسى باز داريم.

هر روزه صفحه‏هاى جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال،بسكتبال، كشتى آزاد و... پر خواهيم كرد تا بدين وسيله مغز ملّت را در تفكّر به اين مسابقات مشغول سازيم.

شايد، هيچ كس نداند كه در پشت كلمه  )تقدّم، پيشرفت) چه دروغها و فريبهائى خوابيده است، بطور حتم اين كلمه جز در مواردى كه در پيش رویهاى علمى استعمال مى‏شود، هيچ‏گونه معنى مفيدى ندارد.(8)

 

پروتكل شماره14:

درتمام كشورهاى بزرگ، ما عقائد دينى را ريشه‏كن خواهيم كرد و مطالب مسموم خود را به وسيله نويسندگان عالى مقام همان كشورها تزريق مردم مى‏نمائيم.(9)

 

پروتكل شماره15:

همه پليسهاى مخفى بين‏المللى در احزاب ما عضو خواهند شد.

...

وكلاى مجلس سنا و تمامى شخصيّتهاى بزرگ اجتماع كوركورانه از سياست ما پيروى مى‏كنند.

چگونگى سيطره ما در يك جمله خلاصه مى‏شود: تمام ملتهاى جهان كودك و يهود مادر آنها است.

 

پروتكل شماره16:

پيروى از علماء را ارتجاع و كهنه‏پرستى قلم‏داد خواهيم كرد تا بدين وسيله از يگانه دشمنى كه ممكن است در مقابل ما ايستادگى كند، آسوده خواهيم شد زيرا ديگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.

تا يهود هست علماء بدبخت، فقير و بيچاره زندگى خواهندكرد.

 

پروتكل شماره17:

هرچند زمانى، براى آن كه از شوكت و عظمت رؤساى غير يهود كاسته باشيم، يكى از شخصيّتهاى برجسته كشور را به وسيله ترور فردى، به قتل مى‏رسانيم.

 

 

پروتكل شماره19:

بدين جهت ماليّات كمرشكنى بر املاك و عايدات وضع خواهيم كرد تا بودجه دولت تأمين گردد.

بحرانهاى اقتصادى را به وسيله از كار انداختن پولها در كشورهاى غير يهودى به وجود آورديم.

رؤساى غير يهودى يا از روى اهمال و يا از روى عمد دولتهاى خويش را مجبور كردند تا آن قدر از ما پول قرض كنند كه از پرداخت آن عاجز بمانند، آيا مى‏دانيد با چه زحمتى اين كارها را انجام داديم؟!!(10)

 

 

پی نوشت:

 

1.از طبقه بندی پروتکل ها به دسته ها یا موضوعات مختلف خودداری نمودم تا بتوانید به سلیقه خود آنها را تحلیل نمایید،در میان پروتکل ها مطالب مختلف از عقاید فلسفی صهیونیسم گرفته تا روش های تبلیغاتی به چشم می خورد .

 

2.این پروتکل ها به صورت کنفرانس ارایه شده و در حقیقت طرح کلی است که یک سخنران برای سران صهیونیسم در بریتانیا ارایه می دهد و کتاب مذکور هم گزارش همین سخنرانی است .

 

3.گمان نکنید که صهیونیست ها مدعی هستند  داروین و مارکس و نیچه برای آنها نظریه پردازی می کردند ، نه! مقصود آنها این است که قدرت سیاسی ما موجب رونق و سیطره جهانی این تفکرات شد همان گونه که در جامعه شناسی گفته می شود تفکر اراده حاکم همیشه سیطره دارد . برخی فکر میکنند که همه این  متفکرین صهیونیست بوده اند و عده ای نیز به مقابله با این ادعای عجیب آن را توهم توطئه می خوانند.

 

4.این پروتکل ها چکیده سرنخ هاست ! به واژگان بدقت تامل کنید. (در مورد ارتباط فریماسونیزم با صهیونیسم و شیطان در آینده مطالبی خواهم گذاشت .)

 

5.بسیاری از جامعه شناسان می گویند دموکراسی واقعی وجود ندارد بخصوص مارکس معتقد است فرهنگ ایدئولوژی حاکم است که به مردم تزریق می شود . حال هر گروه ابزار قوی تری در دست داشته باشد افکار عمومی را به نفع خود جزب کرده و دموکرات معرفی می گردد !

 

6.واژه آزادی واژه ای بسیار مبهم است اما حقیقتا آزادی چیست؟ آیا آزادی روح را می توان آزادی متعالی نامید ، یا انسان باید در انجام افعال ارادی خویش آزاد باشد؟آزادی با بی بندی نفس و شهوت چه قرابتی دارد؟

 

7.این بند یکی از وحشتناک ترین بندهای پروتکل هاست به این معنی که اگر ما اینک براحتی از فریماسونری ، کلوپ های لوتاری یا صهیونیسم حرف می زنیم به اراده و خواست یا به عبارت بهتر با اجازه خود سران صهیونیسم و قسمتی از سیاست آنها است.

 

8.کلمه پیشرفت یکی از کلمات چندش آور برای من است ! هر تغییری در جهان غرب مهر پیشرفته را یدک می کشد ، زمانی استفاده است کود شیمیایی پیشرفت بود بعدها استفاده از کود حیوانی پیشرفت شد حال کشورهای در حال گذار به مدرنیسم چون ایران ! باید اول به پیشرفت نسبی با کود شیمیایی برسند بعد با کود حیوانی پیشرفت خود را کامل کنند !! یک سوال خیلی ساده : وقتی ما نمی دانیم مقصد کجاست چگونه می توانیم حرکتی را پیشرفت و حرکتی را پسرفت بدانیم؟!

 

9.در مطالب قبلی اهداف صهیونیسم را بازگو کرده ام اما یادآوری می نمایم آنها برای رسیدن به اهداف دینی خویش حتی دین را هم قربانی می کنند .

 

10.صهیونیست ها از دهه 1870 کار تشکیلاتی رسمی خویش را برای تشکیل اسراییل اعلام نمودند ،این زمان مصادف بود با هنگامی که در کشور ما شاهان قاجار با آلت تناسلی خود سر گرم بودند !! دهها سال پس از آن نیز هیچ کس ابعاد قضیه را درک نکرده بود نه در مورد صهیونیسم و نه حتی در مورد اهداف تشکیل اسراییل . اولین شخصیتی که این قضیه را کاملا می فهمید امام خمینی بود ، فراموش نکنیم که اولین علت مخالفت امام (ره)با محمدرضا شاه رابطه با اسراییل بود .

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386  توسط احسان  | 


 

قدس شریف

 

1.پس از تصمیم گیری رسمی سران صهیونیسم در دهه 70 قرن 19 مبنی بر تشکیل دولت اسراییل در فلسطین  تا زمان تشکیل این دولت یکی از کارآمد ترین ابزار های آنها گروهک های ترور بودند که در تمامی جهان دشمنان فکری صهیونیزم را با کمترین هزینه از بین می بردند . ای کاش در میان مسلمانان حال حاضر نیز توجه به نخبگان صهیونیست آن قدر بود که کسی به فکر از میان برداشتن آنها می نمود !(نخبگان صهیونیست کاخ سفید به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند)

2.مسله آموزش جستاری بسیار جالب در میان ارکان دولت اسراییل است بسیاری نظریه پردازان این زمینه ، آموزش  در اسراییل را (چون بسیاری نهادهای دیگر این رژیم ) پیشرفته ترین ، از نوع خود در جهان می دانند . استفاده از انواع هنرها از رقص گرفته تا نقاشی در اسراییل شگفت آور است بسیاری از موسسات و دانشگاه ها به نظریه پردازی این آموزش می پردازند بنگاه هایی چون مدرسه علوم دینی نیویورک ، دانشگاه دولتی اوهایو و مرکز آموزش دین یهود دانشگاه عبری اورشلیم .

هنگامی که نخستین بار این عکس را دیدم باور نکردم که توانسته باشم خبر را بدرستی (از سایت یاهو)ترجمه کرده باشم و بسیار شگفت زده شدم که "کودکان اسراییل برای بچه های قانا یادگاری نوشته اند" اما با مطالعه در آموزش در اسراییل این واقعیت را درک کردم :

           یادگاری کودکان اسراییل برای کودکان فلسطین

                         

کودکان قانا هدیه را گرفتند

 

3.

 شبيه خودت

                                        

تو چاه نفت نداری.

کاخ نداری. ویلای ساحلی هم نه.

تو حتی عقال و دشداشه هم نداری.

تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری.

تو فقط شبیه خودت هستی.

 

شبیه سید حسن نصرالله

 

۴.دکتر مروان سعید صالح ابوالروب، استادیار ریاضیات دانشگاه زاید دوبى، در نامه‏اى خطاب به سردبیر نشریه الدستور، چنین اظهار مى‏کند:
بین مسجدالاقصى و قبةالصخره (مسجد القبه) سردرگمى قابل توجهى وجود دارد. هرگاه در رسانه‏هاى محلى و بین‏المللى ذکرى از مسجدالاقصى به میان مى‏آید، عکسى از قبةالصخره در عوض آن نمایش داده مى‏شود. دلیل اصلى این مسئله، عدم اطلاع عموم مردم، هم‏راستا با توطئه‏هاى اسراییل است. در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز کراراً با این مسئله مواجه بودم، تا آن که اطلاع یافتم صهیونیستها در آمریکا چنین تصاویرى را چاپ و منتشر کرده و به اعراب و مسلمانان مى‏فروشند، برخى اوقات با قیمتهاى بسیار اندک و حتى گاهى اوقات به صورت مجانى، و بدین ترتیب مسلمانان آن را به تمام نقاط نصب مى‏کنند، به دیوار منازل و دفاتر کارشان.
همین مسئله مؤید این قضیه است که دولت اسراییل مى‏خواهد تصویر مسجدالاقصى را از اذهان مردم پاک کند، تا بتواند آن را تخریب و معبد خود را پنهانى بنا کند. و اگر کسى شکایت یا اعتراضى داشته باشد، آنگاه به‏طور زنده تصویر قبةالصخره را نشان داده، اظهار خواهند داشت که آنها کارى نکرده‏اند.
عجب توطئه‏اى! هنگامى که از برخى اعراب، مسلمانان و حتى برخى فلسطینیها پرسش کردم، دریافتم که آنها نیز قادر به تمایز بین این دو مکان مقدس نیستند.
این واقعاً باعث اندوه و ناراحتى‏ام شد، که اسراییلیها چه‏قدر تا کنون در پیشبرد توطئه‏شان توفیق داشته‏اند!

                          

 

۵.باور کنیم اسراییل سست تر از خانه عنکبوت است .

 

 

نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386  توسط احسان  | 


 

 

              

 

در مطلب پیشین به طور مختصر به چگونگی ایجاد تفکر مهاجرت به فلسطین و اولین اقدامات عملی صهیونیست ها پرداختیم .

البته نباید چنین پنداشت که اندیشه صهیونیزم صرفا به ایجاد یک کشور با محوریت یهودیت در آن محدود گردد ؛ در حقیقت تشکیل اسراییل در تفکر صهیونیسم تنها گام اول است ؛ اسرائيل با نقاب قتل،تجاوز،وحشيگري و شعار ازنيل تا فرات،جهانيان را به خود مشغول مي‏سازد تا در پشت اين نقاب،صهيونيسم‏جهاني فرصت شيطنت و دسيسه‏چيني براي دستيابي به اهداف بزرگتر و فراگير خويش‏را داشته باشد.در اين روي سكه،اين عرب فلسطيني و همسايگان اسرائيل هستند كه در تيررس‏تهاجم،غارت و كشتار قرار گرفته‏اند؛اما در آن روي سكه،همه جهانيان و تمدن‏هاي‏بشري در معرض فتنه‏هاي نابودكننده هستند.وقتي از صهيونيسم صحبت مي‏شودبسياري از ذهن‏ها به سرعت،به اسرائيل منتقل مي‏شود در حالي كه اسرائيل،همه‏صهيونيسم نيست و تنها،نقطه آغازين حكومت جهاني يهود است.تفكر صهيونيستي از ديرباز،بر پايه تسخير جهان و نابودي همه امت‏هاي ديگراستوار شده است.بنابراين در طول تاريخ دو هزار ساله تلمود و صد ساله پروتكل‏هاي‏صهيون،دست پنهان يهود در همه دسيسه‏هاي سياسي،علمي،فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي،همواره وجود داشته و دارد.البته این سخنان وقتی صحت خویش را اثبات می نماید که نگاهی به پروتکل های سری صهیون(که به طور اتفاقی چند سال پس از نگارش افشا گشت) داشته باشیم ؛ پس از اطلاع از اهداف و مسیر سیاست های صهیونیسم جهانی تمام اقدامات و اتفاقات جهانی مسیری واضح در چشم آدمی می یابند ،گویی از ورای همه لعاب ها و بازی های بظاهر زیبای  سیاست جهانی اقدامات دست های پنهان در سیاست را می نگریم .

اما پروتکل های صهیون چیست که این چنین مسیر را بر ما می نمایاند ؟! در اصطلاح ، آنچه امروز در همه دنيا به عنوان پروتكل‏هاي حكماي صهيون شناخته‏شده ،عبارت است از برنامه‏ها و سياست‏هاي بزرگان حكماي يهود،كه به منظور تسخير جهان و تشكيل حكومت جهاني يهود،در كنگره بال 1897 مورد مذاكره قرار گرفته‏است.اين برنامه‏ها كه پرده از منويات و ديدگاه‏هاي صهيونيسم بر مي‏دارد،در 24 پروتكل‏جمع‏آوري و تدوين شده است و شامل نقطه نظرات راهبردي آنها در مسائل سياسي،اجتماعي،آموزشي،اقتصادي،قضايي و...است كه پس از تخريب فرهنگ و تمدن ملل و اديان مختلف جهان و نابودي آنها كه با ابزارها و دسيسه‏هاي غير شرافتمندانه صورت‏مي‏گيرد،به تشكيل پادشاهي جهاني يهود مي‏انجامد.پروتكل‏هاي حكماي صهيون،عبارت از نقشه‏هاي دست‏نويس سردمداران و طراحان صهيونيسم جهاني است كه نقاب از چهره واقعي و خطرناك آن بر مي‏دارد و نه‏ تنها مسلمانان ، كه همه مردم جهان و نژادهاي غير يهودي را كه در معرض خطر اين توطئه ‏هستند با ماهيت و اهداف خونين اين پديده شوم،آشنا مي‏سازد اين نقشه‏ها،نيت ناپاك و نژادگرايانه صهيونيسم را بر ملا مي‏سازد و به جهانيان اعلام‏ مي‏كند كه فلسطين،تنها و آخرين هدف آنان نبوده و نخواهد بود و آنچه امروز در اين‏سرزمين اسلامي مي‏گذرد،نقطه آغازين اجراي ايده تسخير زمين و كشتار همه غيريهوديان است؛چه آنها غير يهود را حيوانات و چهارپاياني بيش نمي‏بينند.«گوييم»كه درمتن پروتكل‏ها بارها و بارها تكرار شده است و به معناي اشياي جامد،نجس و حيوانات‏مي‏باشد،به مفهوم«غير يهود»است و بر هر غير يهودي اطلاق مي‏گردد.مگر نه آن است‏كه عالم امكان،از آن قوم برگزيده است؟پس هر چه در اين عالم است،ملك آنان است وبيش از اشياي بي‏ارزش كه براي آنان به وجود آمده‏اند،نيست.در اين ميان،هر چه وهر كس با آنان يا بهتر بگوييم از آنان نيست،دشمن آنان است و بايد از بين برود.«گوييم» است يعني حيوان؛يعني اشياي پست و غير قابل اعتنا. به عنوان مثال در پروتکل 11 حکمای صهیون این گونه آمده است :

"ما از سر تا پا قدرت وحشتناكي هستيم كه كسي را به حساب نمي‏آوريم و از كسي نمي‏ترسيم تا بخواهيم از او نظر خواهي كنيم.ما هميشه و در هر زمان آمادگي آن‏را داريم كه هر كس كلمه‏اي از روي اعتراض بر زبان آورد،فورا او را له كنيم و از ميان‏برداريم تا ثابت كنيم كه امور«گوييم»را در دست گرفته‏ايم و مايل نيستيم حكومت خودرا با كسي تقسيم كنيم.ما در حالي اين كار را مي‏كنيم كه مردم هنوز از هول آنچه اتفاق‏افتاده،در گيجي به سر مي‏برند و ترس سراسر وجودشان را فرا گرفته است؛در نتيجه‏چشم‏هايشان را بسته و خود را تسليم سرنوشت كرده‏اند.«گوييم»مانند رمه‏اي از گوسفند هستند و ما چون گرگ؛و روشن است كه وقتي گرگ‏ به گله گوسفندان مي‏زند،چه بلايي بر سر آنان مي‏آيد."

 

با چنین پیش زمینه ای براحتی می توان رد پای صهیونیسم را در همه جا مشاهده کرد اين ردّپا،در همه جا از آزار موسي كليم الله گرفته تا كشتن پيامبران الهي و ازتحريف تورات و طراحي تلمود گرفته تا سعي در تحريف اسلام امتداد يافته است و تاامروز نيز ادامه دارد.امروزه ديگر،زمامداري صهيونيسم بر هاليوود،رسانه‏هاي خبري‏،باشگاه‏هاي‏روتاري و لژهاي فراماسوني،ايستگاه‏هاي گوناگون در شبكه اينترنت،انتشارات ومطبوعات غير قابل انكار است.هر چند ويژگي اصلي فعاليت صهيونيست‏ها سري بودن‏و مخفي بودن آن است و هميشه تلاش دارند پشت پرده بمانند و منكر اين مسائل وانتساب آن به خويش مي‏شوند؛اما كدام عقل سليم است كه باور كند؟«اواخر سال ‏[1998]گزارش يك موضوع پيش پا افتاده توسط خبرنگار انگليسي‏[ديلي تلگراف در لوس آنجلس‏]در يكي از مجلات آمريكامبني بر اينكه«گردانندگان صنعت سينماي هاليوود تقريبا همگي يهودي‏هستند»آنچنان يهوديان را بر آشفت كه وي را هاتر(1)خطاب كردند و واقعيتي راكه او بيان كرده بود انكار نمودند.چندي بعد«مارلون براندو»هنرپيشه وكارگردان مشهور سينماي آمريكا نيز كه به همين واقعيت اشاره كرده بود،موردانتقاد شديد واقع شد و«ضد يهود»لقب گرفت.»

 

 

پی نوشت:

1. Haterيا Hatred لقبي است كه يهوديان به همكيشان غير متعصب خود مي‏دهند،به معناي‏

كسي كه از خود و كيش خود متنفر است.

                         

                                                                                                                 ادامه دارد ...

 

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386  توسط احسان  | 


 

صهیونیزم چیست ؟(۱)

 

اشاره:

یکی از مهم ترین مسایلی که آخرالزمان بر ذهن متواتر می سازد صهیونیزم و صهیونیزم مسیحی است ،این ایدئولوژی در میان باور های مختلف در مورد آخرالزمان از آن جهت اهمیت فراوان دارد که بسیاری از منابع (قدرت و ثروت)جهانی به دست پیروان این اندیشه است ؛در کشور ما بسیاری بر این باورند که صهیونیزم توهمی بیش نیست و صرفا از این جهت که مسئولین حرفی برای گفتن داشته باشند از کلمه صهیونیسم و صهیونیست ها استفاده می کنند ! اما واقعا صهیونیزم چیست ؟ چرا در تمامی حوزه ها اسمی از آن  شنیده می شود ؟ اصلا آیا صهیونیسم نمود خارجی دارد ؟!

متاسفانه بر خلاف تفکر بسیاری از ما صهیونیزم واقعا مکتبی است که نه تنها هم اکنون وجود خارجی دارد و از بین نرفته است بل که بیش از هر زمان دیگر در تمامی زمینه ها فعال است ؛ اما واقعا صهیونیزم چیست و چرا ایجاد شده است ؟

 

 

صهیونیزم برگرفته از کلمه صهیون است ؛صهیون نام تپه ای در اورشلیم (جنوب بیت المقدس ) است که داود نبی بر آن حمله برد و با اخراج ساکنان آنجا (يبوسيان) آن را تسخیر کرد و بر آن قلعه ای بنا نهاد تا مرکز حکومت او باشد .صهیون بدین جهت مکان مقدس یهودیان شد که اعتقاد یافتند خداوند ، در آن سکونت دارد.این اعتقاد ،ناشی از وجود "هیکل"در صهیون است.هيكل ساختماني بود كه توسط سليمان بن داود ساخته شد و كم‏كم به عنوان خانه خدا يا جاي پاي او و بالاخره‏ميراث فرهنگي يهود،مظهر ديني و مركز روحي و جاودانگي آنان گرديدصهيون،رفته رفته و به مرور ايام،مفهوم حكومت ديني يهود را به خود گرفت.صهيونيسم در ساده‏ترين تعريف،عبارت از استقرار يهوديان در فلسطين ياهمان تپه صهيون مي‏باشد.هر يهودي كه ترجيح بدهد در فلسطين و تحت لواي‏حكومت مستقل يهودي زندگي كند و همين طور هر كس كه در اين جهت تلاش‏كند،صهيونيست به شمار مي‏آيد .

البته این تعریف بیشتر شامل تعریف مذهبی از صهیونیزم (در مقابل تعریف سیاسی آن) می گردد که خود ابزاری است در دست صهیونیسم سیاسی . رسمی ترین تعریف از صهیونیسم را می توان در دايرةالمعارف صهيونيسم و اسرائيل كه‏رياست آن به عهده سلمان شازار (رئيس جمهور سابق اسرائيل)است، يافت.براي كلمه صهيونيسم تعريف زير ارايه شده است:

"كلمه‏اي كه در سال 1890 براي جنبشي رايج شد كه هدف آن،بازگشت قوم ‏يهود به سرزمين اسرائيل(فلسطين) مي‏باشد. از سال 1896 صهيونيسم به يك‏جنبش سياسي اطلاق مي‏شود كه توسط تئودور هرزل تأسيس شد."

                                       

البته صهیونیزم بسیار پیشتر از این تاریخ پای ریزی شده و در حال اجرا بود و یهودیان از ابتدای استیلای مسیحیت بر اروپا  عزم کوچ داشتند ! دلیل ابتدایی یهودیان برای ایجاد یک میهن یکپارچه آزار و اذیت هایی بود که از سوی مسیحیان بر آنان روا می شد ،در حقیقت به دلیل کینه ی عمیقی که مسیحیان نسبت به یهودیان (به علت کشتن حضرت مسیح  )داشتند ( و همچنین دارند ) در هر فرصتی به آزار و اذیت و کشتار آنان می پرداختند و این امر به نوبه خود باعث اتحاد اقلیت های بسیار کوچک یهودی گشته و مانع از هضم شدن آنها در جامعه مسیحیت می گشت ،البته اغلب این کشتار ها توسط مردم عادی و بصورت خود جوش انجام می شد ؛این کشتارها که اوج آن در جنگ های صلیبی شکل گرفت باعث شد روحيه صهيوني احيا شود و جنبش‏ صهيونيسم با هدف رهايي از تبعيض شكل گيرد.اولین تشکل رسمی از این دست در روسيه شکل گرفت سازماني سري به نام‏«عاشقان صهيون» .

سازمان«عاشقان صهيون»تلاش زيادي براي مهاجرت يهود به فلسطين آغاز كرد  ودر سال 1882 توانست تعدادي جوان كم سن و سال يهودي را به فلسطين اعزام دارد وآنان نيز موفق شدند مقداري زمين كشاورزي در نزديكي يافا خريداري نمايند.این هجرت یهودیان به فلسطین بعدها هجرت اول لقب گرفت و پایه ایجاد اسراییل را پی ریزی کرد .

عاشقان صهیون که بعدها در بسیاری از کشورهای اروپایی تشکیل شدند نقش عمده ای در مهاجرت یهودیان به فلسطین داشتند .

نکته ای بسیار مهم این که این سکه چند رو دارد که هم زمان و با تفکرات مختلف به یک عمل منتهی گشته است و نباید از تفکرات هیچ یک از این دسته ها غافل بود ... .

                                                              

                                                                                                     ادامه دارد ... .

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386  توسط احسان  |