در مطلب پیشین بحثی پیرامون جامعه شناسان فرمان بردار امریکایی و در مقابل جامعه شناسان سرکش ایران مطرح نمودیم . در ادامه همان بحث بررسی ابعادی نو از این مساله خواهیم پرداخت.
در میان نخبگان سیاسی شعور سیاسی و به عبارتی بلوغ سیاسی مساله ای بسیار مهم است .مسله ای که کمبود آن واقعا در میان نخبگان وسیاستمداران ایرانی حس می گردد! افرادی که غالبا با گاف های مضحک خود جامعه را دچار التهاب می کنند ؛ این را مقایسه کنید با سنجیدگی سیاستمداران امریکایی .
برای بررسی این مساله باید به دانشگاه های امریکایی معطوف شد . دانشگاه هایی که از جوانان واقعا احمق امریکایی چنین شخصیت هایی می سازد (1) البته مسله مهم در اینجا ایدئولوژی است نه تحصیلات دانشگاهی . این که چگونه از فیلسوف گرفته تا روانشناس همه متحد با هم از ایدئولوژی خود دفاع می کنند و اینقدر مشابه هم وقایع را می نگرند ! و چگونه است که همه با منافعی یکسان از نظام امپریالیستی خود دفاع می کنند.
اینجاست که قضیه اصلی رخ می نماید و اهمیت و ماهیت انجمن های نیمه سری دانشگاه های امریکا مشخص می گردد؛گروه هایی چون انجمن استخوان و جمجمه ، طومار و کلید و... (در مورد خود این انجمن ها بعدا بیشتر خواهم گفت) انجمن هایی که سیاست کلی گروه را به این نخبگان جوان القا می کنند و با بشارت ساده ی رفاه اقتصادی همه چیز را برای اعضای خود مهیا می سازند (2) جالب است بدانید این انجمن ها نزد عوام بسیار مخوف تر و خطرناک تر از هر انجمن ماسونی به نظر می آید .

اینجاست که بسادگی نقش صهیونیسم را در اداره نخبگان و علم که کانونش در دانشگاه های امریکاست می توان یافت ؛ صهیونیست ها بسادگی می توانند نیروهای خود را وارد چنین محافلی کنند ؛ جدای از این که تفکرات مذهبی این گروه ها خود بسیار به تفکرات صهیونیستی نزدیک است .اوایل من خود متعجب می شدم از مثال های مشابهی که توسط دانشمندان امریکایی زده می شد برای نمونه بنگرید به کلیات فلسفه ریچارد پاپکین و اوروم استرول که پی در پی مثال از هلوکاست و هیتلر می آورد یا در روانشناسی اجتماعی ارنسون که در پی هر مطلب با ربط و بی ربطی سخنی از یهود به میان می آید .
اگر برایتان این ادعا عجیب است خود را لحظه ای به جای این نخبگان قدرت یا گردانندگان بازی قدرت بگذارید . شما به فکر طراحی چنین سیستمی نمی افتادید؟در دانشگاه های ما این نقش را بطور بسیار خفیف انجمن اسلامی و گروه های دیگر دانشجویی ایفا می کنند که ورودی های جدید را به جلسات کتاب خوانی دعوت می کنند و در پی یار گیری هستند.
1.این ادعا که ایرانیان واقعا آگاه هستند یک ادعا از سر ذوق و احساس نیست ، ساده ترین دلیل این قضیه این است که سران جمهوری اسلامی واقعا در پی آگاهی مردم هستند ، اما در فلسفه سیاسی غرب و لیبرالیسم آگاهی بخشی وجود ندارد تنها امر مقدس احترام به شهوات هر انسان است نه راهنمایی انسان ها به سوی حقیقت .
2.در فرهنگ امریکایی درست بر عکس فرهنگ ایرانیان حریص بودن و ولع ثروت صفتی بسیار پسندیده است و حتی در پرسشنامه های ادارات هم طمع ثروت را یک امتیاز مثبت محسوب می کنند .



