تبليغاتX
بتکده

 

چند روز پیش در کلاس جامعه شناسی خانواده بحث در مورد تحولات خانواده و انواع خانواده های سنتی و مدرن بود؛ و در نقد خانواده های سنتی و مسایلی مانند ازدواج موقت سخن ها رانده می شد. درس به آنجا رسید که مدرس پس از توصیف خانواده های همجنس (همجنس بازان) گفت: "نباید نگران از بین رفتن خانواده یا به فکر احیای خانواده های سنتی بود ،بل که باید به این درک برسیم که نهاد خانواده در حال تحول است! "در پایان کلاس یکی از دوستان رند فرمود:" به این نتیجه رسیدیم که همجنس بازی از ازدواج موقت بهتر است!!"

***

از زمانی که وارد دانشگاه شده ام یکی از اصلی ترین مسایلی که لمس کرده ام سیستم فاجعه بار و شیطانی دانشگاه بوده است.

-          دانشگاه های ما از کجا آمده اند؟

-          بنیان گزاران دانشگاه کیستند؟

-          هدفشان چیست؟

-          دانشگاه با کدام پارادایم جهان را توصیف می کند؟

-          دانشگاه طبق کدام منطق سخن می گوید؟

-          چه کسانی را تربیت می کند؟

-          و ...

چرا دانشجویان ما اغلب بریده از سنت و دین هستند؟ چرا پس از ورود به دانشگاه فکر می کنند روشنفکر شده اند؟(1)

جالب اینجاست که خود دانشگاه های غرب به بررسی متد می پردازند و در روش هایشان هم شک می کنند. اما دانشگاه های ما هنوز شک در پایه های مدرنیته را بر نمی تابند( مانند فیلوزوف های خیال باف عصر روشنگری هنوز از خواب خرگوشی بیدار نشده اند؛ گویا قرن ها با برادران ناتنی خود- دانشگاه های اروپاییی- در اروپا فاصله دارند)

این علم سکولار چه بر سر ما خواهد آورد؟

                  در انتظار رشد درخت علم!!

یعنی واقعا فارغ التحصیلان این دانشگاه ها می توانند برای ما برنامه ریزی کنند؟ مگر این دانشجویان تنها نسخه ی ضعیفی از فارغ التحصیلان هاروارد و اکسفورد و ییل نیستند؟ پس چگونه خواهند توانست هم بر آنها غلبه کرده و هم طرحی نو در علم و آگاهی و دانش و زندگی در اندازند؟؟!

مگر ما انقلاب نکردیم تا انقلابی در زندگی را ایجاد کنیم؟ تا شیوه ی صحیح زیستن را عملی کنیم؛ تا بگوییم هدف آفرینش نه این اوهام است که غرب به آن مبتلاست؟؟؟ پس چرا انتظار داریم به دست تربیت شدگان خود غرب از شر غرب خلاص شویم؟؟!

با اندکی تامل پاسخ مشخص است؛ این دانشجویان نه می توانند با همتایان غربی خود رقابت کنند و نه طرحی نو در اندازند ؛آنها فقط تقلیدی کاریکاتور وار از غرب انجام داده و منتظر روش های جدیدی خواهند بود که برادران غربی شان برایشان نسخه پیچی می کنند. اینان تنها با توهم غرب به سنگ اندازی و مشکل تراشی مشغولند تا انقلاب اسلامی را از راه اصیل خود باز دارند و انصافا هم تا کنون موفق بوده اند. (2)

اینها هیچکدام چمران نیستند که با درجه ممتاز دکترای فیزیک پلاسما از معتبرترین دانشگاه امریکا(برکلی) به همه این فنون و علوم نه بگوید و به حیات طیبه اسلامی بیاندیشد.(3)

آوینی هم نیستند که در اوج درخشش دانشگاهی، دانشکده هنرهای زیبای تهران دانشگاه را رها کرده و در پی حقیقت زندگی رود.(4)

***

اگر مدیران درجه اول کشور را بتوان استثنا کرد، بجرات می توان گفت تمامی مدیران میانی و حتی وزرای ما نیز از همین دانشگاهیان بوده اند؛ همین تکنو کرات هایی که درک نکرده اند دانشگاه چیست و از کجا آمده است و برای چه آمده است.

همین هایند که می گویند رییس جهمور اشتباهی رییس جمهور شد؛ آخر او با این که استاد دوره ی دکترای دانشگاه امیرکبیر بوده ولی این تخصص ها را به کناری نهاده و حرفهای غیر علمی می زند!!! ... .

بامید آنکه پیش از آنکه خیلی دیر شود فکری بیشتر از آنچه می کنیم برای دانشگاه ها کنیم!

                                                           ادامه دارد ... .

      دانشگاه ما هم کارخانه انسان سازی است؟؟!

پی نوشت:

1.       همان گونه که مونتسکیو (از سردمداران جنبش روشنگری) می گفت ما روشن شده ایم ؛ ما روشنفکریم! یکی از همین ها به من می گفت:" برات واقعا متاسفم این همه ادعا داری و دانشجو هستی اماهنوز از این خرافات دست نکشیده ای!!"

2.       اولین بارقه هایش را پس از جنگ بخوبی می توان مشاهده کرد: دوران سازندگی!! که انصافا همه مان را خوب ساختند! دسته ای متخصص فنون غربی(تکنو کرات) که بی هیچ دغدغه ی انسانی در پی توسعه مادی دویدند و بحمایت شیخ اکبرشان فریاد بر آوردند که: "هیهات همه به توسعه اقتصادی رسیده اند و ما مانده ایم،بشتابید!! بشتایبد و ژاپن و ترکیه را الگوی خود قرار دهید"!! و کسی نتوانست بگوید از کِی ژاپن اسوه حسنه ما شده؟؟؟!

3.       برای خواندن زندگی نامه شهید چمران به سایت ایشان مراجعه فرمایید: شهید دکتر مصطفی چمران

4.       برای آشنایی بیشتر با شهید آوینی به زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی مراجعه فرمایید.

  

نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387  توسط احسان  |