تبليغاتX
بتکده

 پیشدرآمد

 انقلاب اسلامی به کدام سو می رود؟

چه رسالتی در این برهه تاریخ برای خویش ترسیم می کند؟

بر کسی پوشیده نیست که انقلاب اسلامی در پی "بازگشت به خویشتن" و "بازگشت به اسلام" شکل گرفت. امروز پس از 30 سال انقلاب اسلامی چقدر توانسته است زمینه بازگشت به اسلام را فراهم کند؟ موانع این مسیر چه بوده است؟ و در نهایت کدام الگو و کدام علم و کدام عمل مدیریتی رهنمون ما بسوی جامعه ی اسلامی خواهد بود؟

بی شک ارکان و ویژگی های زمینه سازی برای جامعه اسلامی در مقالات و نوشته هایی این چنین نمی گنجد لیکن در این نوشتار سعی بر این است که بطور مختصر جریانات موجود در فضای مدیریتی کشور با این رویکرد مورد بررسی قرار گیرد.

 

جدا از همه نام ها و برچسب های مختلفی که روی افراد و اندیشه ها حک می شود. بطور عمده می توان دو جریان را از ابتدای انقلاب در کشور مشاهده نمود.

جریانی با مفهوم عام تکنوکراتها و روشنفکران که ویژگی بنیادی شان توجه و علاقمندی و تاثیر پذیری از جهانبینی و ارزش ها و  علوم و فنون غرب و گرایش به همسو نمودن جمهوری اسلامی ایران با فضای غالب جهانی است. مدعیان این جریان البته خود را تکنوکرات های مسمان و روشنفکران دینی می خوانند و معتقدند قدرت یافتن و توسعه ی حکومت اسلامی و توانایی برای مقابله با قدرت های جهانی میسر نیست مگر مسلح شدن به سلاح های خودشان و استفاده از منش و الگوی آنها. این گروه بی توجه به این که مرگ بر امریکا گویی و دشمنی با نظام جهانی در حقیقت دشمنی با همین منش ها و روش های نظام جهانی استکباری است وگرنه این جنگ، جنگِ اسامی و لباس ها نیست، اگر بنا باشد ما نیز به همان جایی رویم که جهان فعلی در صددش است، ما نیز از طاغوتیان زمان خواهیم بود حتی اگر در کسوت روحانیت باشیم! به هر روی این گروه قائلان به ارزش های غربی و استفاده از مدیریت علمی در این مسیر هستند و در خوشبینانه ترین حالت در آرزوی تبدیل ایران به ژاپن روزگار می گذرانند!

دسته دوم جریانی است که بی توجه به قیل و قال ها و هوچی گری های نظام جهانی راهی جدا در پیش گرفته و در پی تعریف مجدد همه وجوه زندگی انسانی است. از جهانبینی گرفته تا ارزشها و علوم و فنون. جریانی که از ابتدا به نظر همگان مسخره می آمد. چون نظام ارزشی این جریان متفاوت از آموزه هایی است که جامعه جهانی با آن انس دارد. افراد این جریان با پای برهنه در صحن سازمان ملل قدم می گذارند و خود را نماینده پابرهنگان و مستضعفان جهان می خوانند. آنها قبل از سخنرانی های جهانی دعای فرج می خوانند و همگان را به ایمان به خداوند فرا می خوانند بی توجه به اینکه در نظام جهانی سخن از چنین مسایلی منافع ملی را بخطر می اندازد! این جریان علاوه بر این که راه نوپای خویش را می رود باید به نظام جهانی می فهماند که در معیار ها و تعاریف تنگ جهانبینی اومانیستی نمی گنجد. این افراد نه سودای توسعه در سر دارند نه نگران عقب ماندن از قافله ی پیشرفت تمدن مادی غرب هستند. اینان معتقدند وقتی اهداف انقلاب اسلامی از سویی و اهداف زندگی و جوامع مدرن از سوی دیگر در دو مسیر متفاوت و حتی متقابل است چرا باید نگران از دست دادن ارزش های مدرن و نرسیدن به توسعه ای بود که اومانیست ها تعریف کرده اند؟

بدون شک افراد دسته دوم در هیچ یک از جوامع مدرن جایی ندارند چرا که با معیار ها و اهداف این جوامع هیچ خوانایی ندارند اما باید توجه داشت که بهمان نسبت نیز تکنوکرات ها و غربگرایان در حاکمیت اسلامی بیگانه و مختل دستیابی به اهداف هستند. چرا که اصولا هدف انقلاب چیزی جز این بوده است که ما بخواهیم پیرو غرب باشیم."نه شرقی، نه غربی" یعنی یک مدل جدید و اگر این مدل جدید در پیروی از غرب و علوم مدرن تحقق می یافت دیگر نیازی به این همه هزینه دهی و تضاد های سیاسی با جهان غرب نبود! از سوی دیگر اگر قرار باشد انقلاب اسلامی مسیر خویش را تا رسیدن به جامعه معهودش طی کند نگران معیارهای اغیار نباید بود و باید محک را با ارزش های خودی ساخت و رفتار ها و نوسانات را نه با معیار های رشد و توسعه جوامع مدرن بل که با اهداف مدینه فاضله اسلامی جست.

اینکه میر حسین موسوی، قالی باف، خاتمی یا هر کس دیگری برازنده قامت یک رییس جمهور هستند یا نه را باید معیار ها تعیین نمایند، معیار هایی که اهداف آنها را معین نموده اند؛ معیار رئیس جمهور جامعه ای که بناست زمینه ساز ظهور باشد نه زیبایی و شیک پوشی و رنگ چشم و هنرمندی و نه حتی ساینتیست بودن و رشد اقتصادی پایدار است، معیار رئیس چنین دولتی پیشبرد جامعه در تحقق این هدف در هر شرایطی است و شرایط و چگونگی این عمل را نیز برنامه های متوجه نگرش اسلامی تعیین خواهند نمود نه برنامه ریزان و تکنسین های برخواسته از مدیریت علمی! و بدون شک بتدریج باید رخت مدیریت و فنون و علوم غربی را از فضای جامعه بست و جایگزین مناسبی برای آنها با الگوی اسلامی طراحی و استخراج نمود و در عمل نیز در این مسیر تاریخی تعیین کلان ترین مدیر اجرایی کشور بسیار کارساز خواهد بود.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  توسط احسان  |